هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از دل‌بستگی به معشوق، بی‌خویشتنی در عشق، بی‌اعتباری عقل نزد عاشقان، و بی‌اختیاری در راه عشق سخن می‌گوید. او از بی‌قراری و سرگشتگی خود در عشق می‌نالد و بر این باور است که در دنیا هیچ کناری جز غم عشق وجود ندارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در متن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند تا به درستی درک شوند.

غزل ۲۶ - دلی که بستهٔ زنجیر زلف یاری نیست

دلی که بستهٔ زنجیر زلف یاری نیست
به پیش اهل نظر هیچش اعتباری نیست ۱

سری که نیست در او کارگاه سودائی
به کارخانهٔ عیشش سری و کاری نیست ۲

ز عقل برشکن و ذوق بیخودی دریاب
که پیش زنده دلان عقل در شماری نیست ۳

ملامت من مسکین مکن که در ره عشق
به دست عاشق بیچاره اختیاری نیست ۴

دگر مگوی که هر بحر را کناری هست
از آنکه به جز غم عشق را کناری نیست ۵

ز شوق زلف بتان بیقرار و سرگردان
منم که مثل من آشفته روزگاری نیست ۶

اگر ز مستی و رندی عبید را عاریست
مرا از این دو صفت هیچ عیب و عاری نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵ - در خانه تا قرابهٔ ما پر شراب نیست
گوهر بعدی:غزل ۲۷ - بیش از این برگ فراق رخ جانانم نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.