هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بازگشت یار و بهبود درد دلش سخن میگوید. او از نور و روشنایی که به زندگیاش بازگشته و از بخت مساعد و روزگار خوشی که برایش فراهم شده، ابراز خوشحالی میکند. همچنین، شاعر به میگساری و شادی اشاره کرده و از بخشش و رحمت الهی نسبت به خود سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به میگساری در متن، آن را برای رده سنی پایینتر نامناسب میکند.
غزل ۶۰ - یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد
یار پیمان شکنم با سر پیمان آمد
دل پر درد مرا نوبت درمان آمد ۱
این چه ماهیست که کاشانهٔ ما روشن کرد
وین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد ۲
بخت باز آمد و طالع در دولت بگشاد
مدعی رفت و مرا کار به سامان آمد ۳
می بیارید که ایام طرب روی نمود
گل بریزید که آن سرو خرامان آمد ۴
از سر لطف ببخشود بر احوال عبید
مگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد ۵
دل پر درد مرا نوبت درمان آمد ۱
این چه ماهیست که کاشانهٔ ما روشن کرد
وین چه شمعیست که بازم به شبستان آمد ۲
بخت باز آمد و طالع در دولت بگشاد
مدعی رفت و مرا کار به سامان آمد ۳
می بیارید که ایام طرب روی نمود
گل بریزید که آن سرو خرامان آمد ۴
از سر لطف ببخشود بر احوال عبید
مگرش رحم بدین دیدهٔ گریان آمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۵۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۹ - پیوسته چشم شوخت ما را فکار دارد
گوهر بعدی:غزل ۶۱ - باز ترک عهد و پیمان کرده بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.