هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج شاعر از عشق نافرجام، جفای یار، و از دست دادن عقل و دین در راه هوس است. او از چرخ ستمگر و بیوفایی یاران شکایت دارد و خود را قربانی فریب و جهل میداند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین مانند یأس و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۶ - مرا دلیست ره عافیت رها کرده
مرا دلیست ره عافیت رها کرده
وجود خود هدف ناوک بلا کرده ۱
ز جور چرخ ستم دیده و رضا داده
ز خوی یار جفا دیده و وفا کرده ۲
به کار خویش فرو رفته مبتلی گشته
به درد عشق مرا نیز مبتلی کرده ۳
هر آنچه داشته از عقل و دانش و دین
ز دست داده و سر در سر هوی کرده ۴
گهی ز بیخردی آبروی خود برده
گهی ز بیخبری قصد جان ما کرده ۵
به قول و عهد بتان غره گشته وز سر جهل
خیال باطل و اندیشهٔ خطا کرده ۶
عبید را به فریبی فکنده از مسکن
ز دوستان و عزیزان خود جدا کرده ۷
وجود خود هدف ناوک بلا کرده ۱
ز جور چرخ ستم دیده و رضا داده
ز خوی یار جفا دیده و وفا کرده ۲
به کار خویش فرو رفته مبتلی گشته
به درد عشق مرا نیز مبتلی کرده ۳
هر آنچه داشته از عقل و دانش و دین
ز دست داده و سر در سر هوی کرده ۴
گهی ز بیخردی آبروی خود برده
گهی ز بیخبری قصد جان ما کرده ۵
به قول و عهد بتان غره گشته وز سر جهل
خیال باطل و اندیشهٔ خطا کرده ۶
عبید را به فریبی فکنده از مسکن
ز دوستان و عزیزان خود جدا کرده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - باز فکند در چمن، بلبل مست غلغله
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - مبارکست نظر بر تو بامداد پگاه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.