هوش مصنوعی: شاعر در این شعر عاشقانه بیان می‌کند که عشق به معشوق او را در برابر دشمنان بیمه‌ناک می‌کند و امید به وصال معشوق، جان او را زنده نگه می‌دارد. او از هجران و دوری معشوق رنج می‌برد و تنها عشق معشوق است که می‌تواند زخم‌هایش را التیام بخشد. شاعر همچنین اعلام می‌کند که حاضر است جان خود را فدای معشوق کند و در نهایت، عشق به معشوق را بالاتر از هر چیز دیگری می‌داند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی ادبی دارد.

غزل ۳۰۰ - هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک

هزار دشمنم ار می‌کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک ۱

مرا امید وصال تو زنده می‌دارد
و گر نه هر دمم از هجر توست بیم هلاک ۲

نفس نفس اگر از باد نشنوم بویش
زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک ۳

رود به خواب دو چشم از خیال تو هیهات
بود صبور دل اندر فراق تو حاشاک ۴

اگر تو زخم زنی به که دیگری مرهم
و گر تو زهر دهی به که دیگری تریاک ۵

بضرب سیفک قتلی حیاتنا ابدا
لأن روحی قد طاب ان یکون فداک ۶

عنان مپیچ که گر می‌زنی به شمشیرم
سپر کنم سر و دستت ندارم از فتراک ۷

تو را چنان که تویی هر نظر کجا بیند
به قدر دانش خود هر کسی کند ادراک ۸

به چشم خلق عزیز جهان شود حافظ
که بر در تو نهد روی مسکنت بر خاک ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۹۳۶
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۹۹ - اگر شراب خوری جرعه‌ای فشان بر خاک
گوهر بعدی:غزل ۳۰۱ - ای دل ریش مرا با لب تو حق نمک
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.