هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از درد عشق، بی‌قراری، و رنج‌های روحی خود سخن می‌گوید. او از بی‌خوابی‌های شبانه، سوزش درونی، و ناله‌هایش از یار نافرمان می‌گوید. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند وضو گرفتن با خون دل و سجده به معشوق دارد. در پایان، با اشاره به نوای باربد و خسرو، حس شور و هیجان عاشقانه را به تصویر می‌کشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی تصاویر مانند 'خون دل' و 'سوزش درونی' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سال نامناسب باشد.

غزل ۵۴ - من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها

من و پیچاک زلف آن بت و بیداری شبها
کجا خسبد کسی کش می‌خلد در سینه عقربها؟ ۱

گهی غم می‌خورم گه خون و می‌سوزم به صد زاری
چو پرهیزی ندارم جان نخواهم برد ازین تبها ۲

چه بودی گر دران کافر جوی بودی مسلمانی
چنین کز یاربم می‌خیزد از هر خانه یا ربها ۳

دعای دوستی از خون نویسند اهل درد و من
به خون دیده دشنامی که بشنیدم از آن لبها ۴

ز خون دل وضو سازم چو آرم سجده سوی او
بود عشاق را آری بسی زین‌گونه مذهبها ۵

بناله آن نوای باربد برمی‌کشد خسرو
که جانها پای‌کوبان می‌جهد بیرون ز قالبها ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۵۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۳ - بسی شب با مهی بودم کجا شد آن همه شبها
گوهر بعدی:غزل ۵۵ - زین سان که بکشتی بشکر خنده جهانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.