هوش مصنوعی: شاعر از هجوم عشق و از دست دادن عقل، صبر و دانش می‌گوید و بیان می‌کند که در این واقعه هیچ دوستی به کمکش نیامد جز چشمانش که همه چیز را در پای او ریخت.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۷۴ - عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت

عشق آمد و گرد فتنه بر جایم ریخت
عقلم شد و صبر رفت و دانش بگریخت

این واقعه هیچ دوست دستم نگرفت
جز دیده که هر چه داشت در پایم ریخت
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۳ - دل رقیب نسوزد ز آه من چه کنم
گوهر بعدی:غزل ۷۵ - صفتی است آب حیوان ز دهان نو شخندت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.