هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه از عشق و ستایش معشوق سخن میگوید. شاعر از وصال معشوق و تسلیم شدن دلهای جهانیان به او ابراز خوشحالی میکند. همچنین، از جذابیت و کشش معشوق و تأثیر عمیق عشق بر خودش میگوید.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی یا ادبی آن نیاز به درک بالاتری از ادبیات دارد.
غزل ۷۷ - ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
ما را چه غم امروز که معشوقه به کام است
عالم به مراد دل و اقبال غلام است ۱
صیدی که دل خلق جهان بود به دامش
المنة لله که امروز به دام است ۲
از طاق دو ابروی تو ای کعبهٔ مقصود
خلقی به گمانند که محراب کدام است ۳
چشم تو اگر خون دلم ریخت عجب نیست
او را چه توان گفت که او مست مدام است ۴
خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش
عاشق که تو را دید چه پروای سلام است ۵
عالم به مراد دل و اقبال غلام است ۱
صیدی که دل خلق جهان بود به دامش
المنة لله که امروز به دام است ۲
از طاق دو ابروی تو ای کعبهٔ مقصود
خلقی به گمانند که محراب کدام است ۳
چشم تو اگر خون دلم ریخت عجب نیست
او را چه توان گفت که او مست مدام است ۴
خسرو که سلامت نکند عیب مگیرش
عاشق که تو را دید چه پروای سلام است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۶ - ای ابر گه گاهی بگو آن چشمهٔ خورشید را
گوهر بعدی:غزل ۷۸ - نسیما آن گل شبگیر چون است؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.