هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ساقی میخواهد که جام باده را برایش بگرداند و به او بدهد تا از غم و رنج دنیا رها شود. او از عشق، فقر و بیعدالتی سخن میگوید و از ساقی میخواهد که به او توجه کند و او را از این مشکلات نجات دهد.
رده سنی:
18+
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی پیچیده که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال مناسب نباشد.
غزل ۹ - من از کجا، پند از کجا؟ باده بگردان ساقیا
من از کجا، پَنْد از کجا؟ باده بِگَردان ساقیا
آن جامِ جان افزای را، بَرریز بر جانْ ساقیا ۱
بر دستِ من نِهْ جامِ جان، ای دستگیرِ عاشقان
دور از لَبِ بیگانگان، پیش آر پنهانْ ساقیا ۲
نانی بِدِه نان خواره را، آن طامِعِ بیچاره را
آن عاشقِ نانْباره را کُنجی بِخُسبانْ ساقیا ۳
ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامَدیم از بَهرِ نان
بَرجِه گدارویی مَکُن در بَزمِ سُلطانْ ساقیا ۴
اوّل بگیر آن جامِ مِه، بَر کَفّۀ آن پیر نِهْ
چون مَست گردد پیرِ دِه، رو سوی مَستانْ ساقیا ۵
رو سَخت کُن ای مُرتَجا، مَست از کجا، شَرم از کجا؟
وَرْ شرم داری، یک قَدَحْ بر شَرمْ افشانْ ساقیا ۶
بَرخیز ای ساقی بیا، ای دشمنِ شَرم و حَیا
تا بَختِ ما خندان شود، پیش آی خندانْ ساقیا ۷
آن جامِ جان افزای را، بَرریز بر جانْ ساقیا ۱
بر دستِ من نِهْ جامِ جان، ای دستگیرِ عاشقان
دور از لَبِ بیگانگان، پیش آر پنهانْ ساقیا ۲
نانی بِدِه نان خواره را، آن طامِعِ بیچاره را
آن عاشقِ نانْباره را کُنجی بِخُسبانْ ساقیا ۳
ای جانِ جانِ جانِ جان، ما نامَدیم از بَهرِ نان
بَرجِه گدارویی مَکُن در بَزمِ سُلطانْ ساقیا ۴
اوّل بگیر آن جامِ مِه، بَر کَفّۀ آن پیر نِهْ
چون مَست گردد پیرِ دِه، رو سوی مَستانْ ساقیا ۵
رو سَخت کُن ای مُرتَجا، مَست از کجا، شَرم از کجا؟
وَرْ شرم داری، یک قَدَحْ بر شَرمْ افشانْ ساقیا ۶
بَرخیز ای ساقی بیا، ای دشمنِ شَرم و حَیا
تا بَختِ ما خندان شود، پیش آی خندانْ ساقیا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۱۱۶۸
این گوهر را بشنوید
خوانش
خوانش
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸ - جز وی چه باشد کز اجل اندر رباید کل ما
گوهر بعدی:غزل ۱۰ - مهمان شاهم هر شبی، بر خوان احسان و وفا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.