هوش مصنوعی:
شاعر از درد هجران و دوری شکایت میکند و از معشوق یا خداوند میخواهد که به او رحم کند و وعده وصال را عملی سازد. او به وعده معشوق برای رسیدن روز وصل اشاره میکند و التماس میکند که این وعده محقق شود.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و مذهبی موجود در متن برای درک و ارتباط نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد که معمولاً از سن نوجوانی به بعد شکل میگیرد.
غزل ۵۵۰ - آخر نگاهی بر حال ما کن
آخر نگاهی بر حال ما کن
درد دلم را روزی دوا کن ۱
از دست هجران من در بلایم
یارب به فضیلت آن را دوا کن ۲
گفتی به وصلت روزی نوازم
وقتست جانا وعده وفا کن ۳
درد دلم را روزی دوا کن ۱
از دست هجران من در بلایم
یارب به فضیلت آن را دوا کن ۲
گفتی به وصلت روزی نوازم
وقتست جانا وعده وفا کن ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۶۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۴۹ - گناهی جز وفاداری من اندر خود نمیبینم
گوهر بعدی:غزل ۵۵۱ - ای دل ز وعدهٔ کنج آن شوخ یاد کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.