هوش مصنوعی:
شاعر از عشق و فراق میگوید و از معشوق میخواهد که حتی اگر لایق نیست، به او توجه کند. او از تنهایی و زندان فراق شکایت دارد و از معشوق میخواهد که در شادیهایش، لحظهای به حال ناشاد او فکر کند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیدهای مانند فراق و تنهایی در متن وجود دارد که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است.
غزل ۵۵۴ - جان من از بیدلان آخر گهی یادی بکن
جان من از بیدلان آخر گهی یادی بکن
ور به انصافی نمیارزیم بیدادی بکن
شادمانیهاست از حسن و جوانی درسرت
شکر آنرا یک نظر در حال نا شادی بکن
هر شبی ماییم و تنهایی و زندان فراق
گر توانی از فرامش گشتگان یادی بکن
ور به انصافی نمیارزیم بیدادی بکن
شادمانیهاست از حسن و جوانی درسرت
شکر آنرا یک نظر در حال نا شادی بکن
هر شبی ماییم و تنهایی و زندان فراق
گر توانی از فرامش گشتگان یادی بکن
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۵۳ - ما نا که بگشاید دلم بندی ز گیسو باز کن
گوهر بعدی:غزل ۵۵۵ - گفتم که نزد من نشین مگذار زارم اینچنین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.