هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساسات عمیق خود درباره عشق و جدایی میگوید. او امروز در دلش به فردای وصال فکر میکند، در حالی که معشوقش در غم امروز اوست و او در غم فردای معشوق. هر شب با چشمانی اشکبار به جایگاه قبلی معشوق میرود و با وجود نبودنش، جای او را میبیند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان شعری و استعارههای قدیمی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد.
غزل ۵۷۲ - امروزدر جانم سخن فردای وصلم در دهن
امروزدر جانم سخن فردای وصلم در دهن
او در غم امروز من من در غم فردای او
هرشب روم با چشم تر آن جا که بود آن سیم بر
گر چه از ونبود اثرباری ببینم جای او
او در غم امروز من من در غم فردای او
هرشب روم با چشم تر آن جا که بود آن سیم بر
گر چه از ونبود اثرباری ببینم جای او
۴۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۱ - آن کیست که می آید صد لشکر دل با او
گوهر بعدی:غزل ۵۷۳ - گر نه کمند بلاست بر دل عشاق تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.