هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، با تصاویر زیبا و استعارههای غنی، به موضوعاتی مانند عشق، جدایی، عمر گذرا، و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از چشم خمار، جام بلورین، شمع، و دیگر عناصر برای بیان احساسات خود استفاده میکند و در نهایت به تنهایی و پاکی دل اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و اشارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل شمارهٔ ۱۵ - نقش حقایق
ای چشم خمارین که کشد سرمه ی خوابت؟
وی جام بلورین که خورد باده ی نابت؟ ۱
خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر
از خواب برآرم که نبینند به خوابت ۲
ای شمع که با شعله ی دل غرقه به اشگی
یارب تو چه آتش که بشویند به آبت ۳
ای کاخ همایون که در اقلیم عقابی
یارب نفتد ولوله و وای غرابت ۴
در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را
ای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت ۵
عکسی به خلایق فکن ای نقش حقایق
تا چند بخوانیم به اوراق کتابت ۶
ای پیر خرابات چه افتاده که دیریست
در کنج خرابات نبینند خرابت ۷
دیدی که چه غافل گذرد قافله ی عمر
بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت ۸
آهسته که اشگی به وداعت بفشانیم
ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت ۹
ای مطرب عشاق که در کون و مکان نیست
شوری به جز از غلغله ی چنگ و ربابت ۱۰
در دیر و حرم زخمه ی سنتور عبادت
حاجی به حجازت زد و راهب به رهابت ۱۱
ای آه پر افشان به سوی عرش الهی
خواهم که به گردی نرسد تیر شهابت ۱۲
شهریست بهم یار و من یک تنه تنها
ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت ۱۳
وی جام بلورین که خورد باده ی نابت؟ ۱
خواهم همه شب خلق به نالیدن شبگیر
از خواب برآرم که نبینند به خوابت ۲
ای شمع که با شعله ی دل غرقه به اشگی
یارب تو چه آتش که بشویند به آبت ۳
ای کاخ همایون که در اقلیم عقابی
یارب نفتد ولوله و وای غرابت ۴
در پیچ و خم و تابم از آن زلف خدا را
ای زلف که داد اینهمه پیچ و خم و تابت ۵
عکسی به خلایق فکن ای نقش حقایق
تا چند بخوانیم به اوراق کتابت ۶
ای پیر خرابات چه افتاده که دیریست
در کنج خرابات نبینند خرابت ۷
دیدی که چه غافل گذرد قافله ی عمر
بگذاشت به شب خوابت و بگذشت شبابت ۸
آهسته که اشگی به وداعت بفشانیم
ای عمر که سیلت ببرد چیست شتابت ۹
ای مطرب عشاق که در کون و مکان نیست
شوری به جز از غلغله ی چنگ و ربابت ۱۰
در دیر و حرم زخمه ی سنتور عبادت
حاجی به حجازت زد و راهب به رهابت ۱۱
ای آه پر افشان به سوی عرش الهی
خواهم که به گردی نرسد تیر شهابت ۱۲
شهریست بهم یار و من یک تنه تنها
ای دل به تو باکی نه که پاکست حسابت ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۱۰۱۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۱۴ - ساز حبیب
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۶ - مرغ زخمی
نظرها و حاشیه ها
ابی
۱۴۰۱/۱۲/۲۴ ۰۴:۴۵
چه زیبا