هوش مصنوعی:
این شعر از عشق، فراق، انتظار و درد دوری سخن میگوید. شاعر از دیر آمدن معشوق، اشتیاق دیدار، رنج انتظار و ترس از دست دادن او مینالد. همچنین، از احساسات عمیق و وفاداری خود به معشوق صحبت میکند و در پایان، به یادبودی از معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند فراق و اندوه نیاز به بلوغ عاطفی دارند.
غزل شمارهٔ ۳۳ - اشک شوق
دیر آمدی که دست ز دامن ندارمت
جان مژده داده ام که چوجان در برارمت ۱
تا شویمت از آن گل عارض غبار راه
ابری شدم ز شوق که اشکی ببارمت ۲
عمری دلم به سینه فشردی در انتظار
تا درکشم به سینه و در بر فشارمت ۳
این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق
ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت ۴
داغ فراق بین که طرب نامه ی وصال
ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت ۵
چند است نرخ بوسه به شهر شما که من
عمری است کز دو دیده گهر می شمارمت ۶
دستی که در فراق تو می کوفتم به سر
باور نداشتم که به گردن درآرمت ۷
ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی
باری چو می روی به خدا می سپارمت ۸
روزی که رفتی از بر بالین شهریار
گفتم که ناله ای کنم و بر سر آرمت ۹
جان مژده داده ام که چوجان در برارمت ۱
تا شویمت از آن گل عارض غبار راه
ابری شدم ز شوق که اشکی ببارمت ۲
عمری دلم به سینه فشردی در انتظار
تا درکشم به سینه و در بر فشارمت ۳
این سان که دارمت چو لئیمان نهان ز خلق
ترسم بمیرم و به رقیبان گذارمت ۴
داغ فراق بین که طرب نامه ی وصال
ای لاله رخ به خون جگر می نگارمت ۵
چند است نرخ بوسه به شهر شما که من
عمری است کز دو دیده گهر می شمارمت ۶
دستی که در فراق تو می کوفتم به سر
باور نداشتم که به گردن درآرمت ۷
ای غم که حق صحبت دیرینه داشتی
باری چو می روی به خدا می سپارمت ۸
روزی که رفتی از بر بالین شهریار
گفتم که ناله ای کنم و بر سر آرمت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۹۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۳۲ - مسافر مجنون
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۳۴ - ملال محبت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.