هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق، هجران، و درد دل سخن میگوید. او از یادآوری خاطرات عاشقانه، توصیف زیبایی معشوق، و تلاش برای فراموشی غمها صحبت میکند. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند معرفت و هوش نیز دارد.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاطفی و احساسی آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل شمارهٔ ۱۰۰ - خون سیاووش
هر سحر یاد کز آن زلف و بناگوش کنیم
روز خود با شب غم دست در آغوش کنیم ۱
بلبلانیم که گر لب بگشائیم ای گل
همه آفاق در اوصاف تو مدهوش کنیم ۲
شب هجران چو شود صبح و برآید خورشید
داستان غم دوشنیه فراموش کنیم ۳
هوش اگر آفت عشق تو شود زان لب لعل
عشوه ای صاعقه خرمن آن هوش کنیم ۴
امل دل را نبود تفرقه ای جان بازآ
قصه معرفت این است اگر گوش کنیم ۵
اشک روشنگر چشم است ولیکن نه چنان
که چراغ دل افروخته خاموش کنیم ۶
خون دل ریخته ترک نگهی کو رستم
تا ز توران طلب خون سیاووش کنیم ۷
شهریارا غزل نعز تو قولیست قدیم
سخنی تازه گرت هست بگو گوش کنیم ۸
روز خود با شب غم دست در آغوش کنیم ۱
بلبلانیم که گر لب بگشائیم ای گل
همه آفاق در اوصاف تو مدهوش کنیم ۲
شب هجران چو شود صبح و برآید خورشید
داستان غم دوشنیه فراموش کنیم ۳
هوش اگر آفت عشق تو شود زان لب لعل
عشوه ای صاعقه خرمن آن هوش کنیم ۴
امل دل را نبود تفرقه ای جان بازآ
قصه معرفت این است اگر گوش کنیم ۵
اشک روشنگر چشم است ولیکن نه چنان
که چراغ دل افروخته خاموش کنیم ۶
خون دل ریخته ترک نگهی کو رستم
تا ز توران طلب خون سیاووش کنیم ۷
شهریارا غزل نعز تو قولیست قدیم
سخنی تازه گرت هست بگو گوش کنیم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۵۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل شمارهٔ ۹۹ - باده وحدت
گوهر بعدی:غزل شمارهٔ ۱۰۱ - غزل یا لغز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.