هوش مصنوعی:
این متن به توصیف وضعیت اجتماعی و اخلاقی زمانهای میپردازد که در آن ارزشهای اصیل فراموش شدهاند. افراد بیسروپا و بیبنیان به قدرت رسیدهاند، خردمندان و بزرگان به حاشیه رانده شدهاند، و مردم به ظواهر و رنگها توجه میکنند. شاعر از این وضعیت ابراز نارضایتی کرده و از افتخارات گذشته و ارزشهای والا یاد میکند.
رده سنی:
18+
متن حاوی مفاهیم انتقادی و اجتماعی پیچیده است که درک آنها نیاز به تجربه و شناخت کافی از مسائل جامعه دارد. همچنین، برخی از اشارات و استعارات ممکن است برای مخاطبان جوان نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۱۴۹ - روزگاریست که کان گهرند
روزگاریست که کان گهرند
اندرین وقت همه بیسنگان ۱
بیبنان گشته همه بیداران
بیسران مانده همه سرهنگان ۲
همه خردان بزرگاندیشان
همه پستان دراز آهنگان ۳
همه بیدستان در وقت دهش
باز گاه ستدن با چنگان ۴
از چنین مردم نیکو سیرت
گوی بردند همه با رنگان ۵
آنکه یک ماجره دارد در شیر
بیم از آن نیست به خانه لنگان ۶
کودکان با خر و با اسب شدند
ما پیاده همه لنگان لنگان ۷
فاخره دارد شیرینی و بس
تیز بر سبلت سبز آرنگان ۸
هر کرا نیست سر موزه فراخ
چون من و تو بود از دلتنگان ۹
هر که با شرم و حفاظست کنون
هست در خدمتشان چون گنگان ۱۰
از سر همت و پاک اصلی خویش
ننگ میدارم از این بیننگان ۱۱
در خشو گادن اگر اقبالست
در ره و مذهب با فرهنگان ۱۲
کار بس یوسف در گر دارد
تیز در ریش سحاق سنگان ۱۳
اندرین وقت همه بیسنگان ۱
بیبنان گشته همه بیداران
بیسران مانده همه سرهنگان ۲
همه خردان بزرگاندیشان
همه پستان دراز آهنگان ۳
همه بیدستان در وقت دهش
باز گاه ستدن با چنگان ۴
از چنین مردم نیکو سیرت
گوی بردند همه با رنگان ۵
آنکه یک ماجره دارد در شیر
بیم از آن نیست به خانه لنگان ۶
کودکان با خر و با اسب شدند
ما پیاده همه لنگان لنگان ۷
فاخره دارد شیرینی و بس
تیز بر سبلت سبز آرنگان ۸
هر کرا نیست سر موزه فراخ
چون من و تو بود از دلتنگان ۹
هر که با شرم و حفاظست کنون
هست در خدمتشان چون گنگان ۱۰
از سر همت و پاک اصلی خویش
ننگ میدارم از این بیننگان ۱۱
در خشو گادن اگر اقبالست
در ره و مذهب با فرهنگان ۱۲
کار بس یوسف در گر دارد
تیز در ریش سحاق سنگان ۱۳
قالب: قصیده
تعداد ابیات: ۱۳
۴۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۸ - یک روز بپرسید منوچهر ز سالار
گوهر بعدی:شماره ۱۵۰ - خواهد که شاعران جهان بی صله همی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.