هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و مذهبی، بیانگر توبه و بازگشت بندهای گناهکار به سوی خداوند است. شاعر با استفاده از استعارهها و تشبیههای زیبا، حالات روحی و معنوی فرد توبهکار را توصیف میکند. او از اشکهای ندامت، طلب بخشش، و تجدید ایمان سخن میگوید و از شفیع امت (احتمالاً پیامبر اسلام) میخواهد که شفاعتش را بپذیرد. شعر پر از مفاهیم عمیق عرفانی مانند توبه، بخشش، رحمت الهی، و ارزش قبول توبه توسط خداوند است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک نیاز دارد. همچنین، برخی از استعارهها و تشبیهها ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شمارهٔ ۱۲۱ - در هنگام زیارت مدینهٔ منوره گفته و در آن خاک نهفته است
ای شفیع صد هزار امت چو خاقانی به حشر
بنده مرتد بود و بر دست تو ایمان تازه کرد ۱
گر زبان او جنابت داشت از هر جانبی
آن جنابت برگرفت اشکی که طوفان تازه کرد ۲
چون زبان او به هفتاد آب خجلت شسته گشت
بر درت هر هفتهای هفتاد دیوان تازه کرد ۳
زین سفر مقصود امسالش تو بودستی نه حج
کالامان گویان به درگاه آمد و جان تازه کرد ۴
رفت زی کعبه که آرد کعبه را زی تو شفیع
تاش بپذیری که او با توبه ایمان تازه کرد ۵
پیش کعبه نفس حسی بهر قربان هدیه برد
پیش صدرت جان قدسی کشت و قربان تازه کرد ۶
این دو حرف از خون دل بنوشت و در خاکش نهفت
نسخهٔ توبه است کز خوناب مژگان تاره کرد ۷
پیش بالینت ز بس زرد آب کز مژگان بریخت
زعفران سود و حنوط شخص یاران تازه کرد ۸
پیشت از جان عود و ز دل عود سوزی کرده بود
هم ز سوز سینه عطر عود سوزان تازه کرد ۹
تا به استسقای ابر رحمت آمد بر درت
کشتزار عمر فانی را به باران تازه کرد ۱۰
عمر ضایع کردهای دارد ز تو چشم قبول
کز قبول تو قبالهٔ عمر بتوان تازه کرد ۱۱
قدر آن داری که طغرای قبولش درکشی
کانکه مقبول تو شد توقیع رضوان تازه کرد ۱۲
بنده مرتد بود و بر دست تو ایمان تازه کرد ۱
گر زبان او جنابت داشت از هر جانبی
آن جنابت برگرفت اشکی که طوفان تازه کرد ۲
چون زبان او به هفتاد آب خجلت شسته گشت
بر درت هر هفتهای هفتاد دیوان تازه کرد ۳
زین سفر مقصود امسالش تو بودستی نه حج
کالامان گویان به درگاه آمد و جان تازه کرد ۴
رفت زی کعبه که آرد کعبه را زی تو شفیع
تاش بپذیری که او با توبه ایمان تازه کرد ۵
پیش کعبه نفس حسی بهر قربان هدیه برد
پیش صدرت جان قدسی کشت و قربان تازه کرد ۶
این دو حرف از خون دل بنوشت و در خاکش نهفت
نسخهٔ توبه است کز خوناب مژگان تاره کرد ۷
پیش بالینت ز بس زرد آب کز مژگان بریخت
زعفران سود و حنوط شخص یاران تازه کرد ۸
پیشت از جان عود و ز دل عود سوزی کرده بود
هم ز سوز سینه عطر عود سوزان تازه کرد ۹
تا به استسقای ابر رحمت آمد بر درت
کشتزار عمر فانی را به باران تازه کرد ۱۰
عمر ضایع کردهای دارد ز تو چشم قبول
کز قبول تو قبالهٔ عمر بتوان تازه کرد ۱۱
قدر آن داری که طغرای قبولش درکشی
کانکه مقبول تو شد توقیع رضوان تازه کرد ۱۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۲
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۲۰ - جفاست از تو جواب سؤال خاقانی
گوهر بعدی:شماره ۱۲۲ - تو مار صورتی و همیشه شکرخوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.