هوش مصنوعی:
این شعر در مدح و ستایش یک پادشاه یا شخصیت برجسته است که به عنوان تاجدار خسرو مغرب و شاه چرخ توصیف شده است. شاعر از جایگاه بلند او، تأثیرش در مشرقین، و درگاهش به عنوان قبلهٔ پاکان سخن میگوید. همچنین، مفاهیمی مانند سجود، قربت، و خدمت به صورت نمادین به کار رفتهاند. در پایان، شاعر دیوان و جان خود را به عنوان تحفه تقدیم میکند و برای پادشاه آرزوی بقا و سعادت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیده است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عمیق نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شمارهٔ ۱۴۳ - در مدح مظفر الدین قزل ارسلان ایلدگز
ای تاجدار خسرو مغرب که شاه چرخ
در مشرقین ز جاه تو کسب ضیا کند ۱
درگاه توست قبلهٔ پاکان و جان من
الا طواف قبلهٔ پاکان کجا کنند ۲
تن را سجود کعبه فریضه است و نقص نیست
گر دیده را ز دیدن کعبه جدا کند ۳
گر تن به قرب کعبه نگشت آشنا رواست
باید که جان به قرب سجود آشنا کند ۴
از تن نماز خدمت اگر فوت شد کنون
جان هم سجود سهو برد هم قضا کند ۵
تن چو رسد به خدمت کی زیبد از مسیح
کو خوک را به مسجد اقصی رها کند ۶
گر جان به خدمت است تن ار نیست گو مباش
دل مهره یافت مار تمنا چرا کند ۷
چون مشک چین تو داری ز آهوی چین مپرس
آه به چین به است که سنبل چرا کند ۸
گرچه به سیر مشک شناسند لیک مرد
چون مشک یافت سیر گزیند خطا کند ۹
دیوان و جان دو تحفه فرستادهام به تو
گردون براین دو تحفهٔ غیبی ثنا کند ۱۰
دیوان من به سمع تو در دری دهد
جانم صفات بزم تو ز اوج سما کند ۱۱
ای آسمانت کرده زمین بوس و تا ابد
هم آسمان ز خاک درت توتیا کند ۱۲
بادت بقای خضر که تا خضر از این جهان
صد سال آن جهانت شمار بقا کند ۱۳
در مشرقین ز جاه تو کسب ضیا کند ۱
درگاه توست قبلهٔ پاکان و جان من
الا طواف قبلهٔ پاکان کجا کنند ۲
تن را سجود کعبه فریضه است و نقص نیست
گر دیده را ز دیدن کعبه جدا کند ۳
گر تن به قرب کعبه نگشت آشنا رواست
باید که جان به قرب سجود آشنا کند ۴
از تن نماز خدمت اگر فوت شد کنون
جان هم سجود سهو برد هم قضا کند ۵
تن چو رسد به خدمت کی زیبد از مسیح
کو خوک را به مسجد اقصی رها کند ۶
گر جان به خدمت است تن ار نیست گو مباش
دل مهره یافت مار تمنا چرا کند ۷
چون مشک چین تو داری ز آهوی چین مپرس
آه به چین به است که سنبل چرا کند ۸
گرچه به سیر مشک شناسند لیک مرد
چون مشک یافت سیر گزیند خطا کند ۹
دیوان و جان دو تحفه فرستادهام به تو
گردون براین دو تحفهٔ غیبی ثنا کند ۱۰
دیوان من به سمع تو در دری دهد
جانم صفات بزم تو ز اوج سما کند ۱۱
ای آسمانت کرده زمین بوس و تا ابد
هم آسمان ز خاک درت توتیا کند ۱۲
بادت بقای خضر که تا خضر از این جهان
صد سال آن جهانت شمار بقا کند ۱۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۳
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - ای روح صفات اهرمن بند
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - خدای داند معنی میان نطفه نهادن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.