هوش مصنوعی: شاعر در این متن از درد فراق و عشق ناکام سخن می‌گوید و آرزو می‌کند که می‌توانست با مرگ خود یا دیگران، این رنج را پایان دهد. او از مفاهیمی مانند عشق، مرگ، انتقام و اندوه استفاده می‌کند تا احساسات عمیق خود را بیان کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عمیق عاطفی و اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و انتقام است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا سنگین باشد. درک کامل این شعر نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.

شمارهٔ ۳۴۰ - در مرثیهٔ اسپهبد کیالواشیر

چراغ کیان کشته شد کاش من
به مرگش چراغ سخن کشتمی ۱

گرم قوتستی چراغ فلک
به آسیب یک دم زدن کشتمی ۲

گرم دست رفتی به شمشیر صبح
اجل را به دست زمن کشتمی ۳

سلیمان چو شد کشتهٔ اهرمن
مدد بایدم کاهرمن کشتمی ۴

به مازندرانم ظفر بایدی
که دیوانش را تن به تن کشتمی ۵

چو شیرین تن خویشتن را به تیغ
پس از خسرو تیغ زن کشتمی ۶

اگر با صفهود وفا کردمی
به هجران او خویشتن کشتمی ۷

اگر حق مهرش به جای آرمی
طرب را چو گل در چمن کشتمی ۸

دل و دیده بر دست بنهادمی
چو سیماب از آب دهن کشتمی ۹

عروسان خاطر دهندی رضا
که چون سمعشان در لگن کشتمی ۱۰

هم او را از آن حاصلی نیستی
وگر خویشتن در حزن کشتمی ۱۱

رفیقا مکش خویشتن در فراق
که گر شایدی کشت من کشتمی ۱۲
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۵۲۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۹ - ای بزم تو فروخته رایات خرمی
گوهر بعدی:شماره ۳۴۱ - خاقانیا! مسیح دما! زین خراس دهر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.