هوش مصنوعی: شخصی از مراغه که بسیار خنده‌رو بود، با دیدن آب قرقش (احتمالاً نام مکانی یا رودخانه) دیگر شاد نشد. شاعر از مرده‌ای که از شهر خارج شد تعجب می‌کند که چرا زنده نشد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی درباره زندگی و مرگ است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، لحن غمگین و اندوه‌بار آن مناسب گروه‌های سنی بالاتر است.

رباعی ۷۵ - لب نیست که از مراغه پر خنده نشد

لب نیست که از مراغه پر خنده نشد
آب قرقش دید و به جان بنده نشد ۱

از مردهٔ گور او عجب می‌دارم
کز شهر برون رفت، چرا زنده نشد؟ ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۷۴ - زلف تو ز بالای تو مهجور نشد
گوهر بعدی:رباعی ۷۶ - صافی چو ترا دید روان می‌نالد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.