هوش مصنوعی:
این متن شعری است که با تغییر فصلها و ورود عناصر جدید مانند عشق، غفران، و شادی، به توصیف تحولات طبیعت و روح انسان میپردازد. شاعر از ورود بهار، باران رحمت، و ظهور عشق و شادی سخن میگوید و از غم و جهل فاصله میگیرد. همچنین، به ظهور شخصیتهای نمادین مانند شمسالدین تبریزی اشاره میکند که باعث روشنایی و تحول میشوند.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اشارات نمادین و تاریخی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶۶۸ - رجب بیرون شد و شعبان درآمد
رَجَب بیرون شُد و شَعْبان دَرآمَد
بُرون شُد جانْ زِ تَن جانان دَرآمَد ۱
دَمِ جَهْل و دَمِ غَفْلَت بُرون شُد
دَمِ عشق و دَمِ غُفْران دَرآمَد ۲
بِرویَد دلْ گُل و نسرین و ریحان
چو از ابرِ کَرَمْ باران دَرآمَد ۳
دَهانِ جُمله غمگینان بِخَندد
بدین قَندی که در دَندان دَرآمَد ۴
چو خورشید آدمی زَرْبَفْت پوشَد
چو آن مَهْ رویِ زَرْاَفْشان دَرآمَد ۵
بِزَن دست و بگو ای مُطربِ عشق
که آن سَرفِتْنه پاکوبان دَرآمَد ۶
اگر دی رفت باقی بادْ امروز
وَگَر عُمَّر بِشُد عُثْمان دَرآمَد ۷
همه عُمرِ گذشته باز آید
چو این اِقْبالِ جاویدان دَرآمَد ۸
چو در کَشتیِّ نوحی مَستْ خُفته
چه غَم داری اگر طوفان دَرآمَد ۹
مُنَوَّر شُد چو گَردون خاکِ تبریز
چو شَمسُ الدّین درآن میدان دَرآمَد ۱۰
بُرون شُد جانْ زِ تَن جانان دَرآمَد ۱
دَمِ جَهْل و دَمِ غَفْلَت بُرون شُد
دَمِ عشق و دَمِ غُفْران دَرآمَد ۲
بِرویَد دلْ گُل و نسرین و ریحان
چو از ابرِ کَرَمْ باران دَرآمَد ۳
دَهانِ جُمله غمگینان بِخَندد
بدین قَندی که در دَندان دَرآمَد ۴
چو خورشید آدمی زَرْبَفْت پوشَد
چو آن مَهْ رویِ زَرْاَفْشان دَرآمَد ۵
بِزَن دست و بگو ای مُطربِ عشق
که آن سَرفِتْنه پاکوبان دَرآمَد ۶
اگر دی رفت باقی بادْ امروز
وَگَر عُمَّر بِشُد عُثْمان دَرآمَد ۷
همه عُمرِ گذشته باز آید
چو این اِقْبالِ جاویدان دَرآمَد ۸
چو در کَشتیِّ نوحی مَستْ خُفته
چه غَم داری اگر طوفان دَرآمَد ۹
مُنَوَّر شُد چو گَردون خاکِ تبریز
چو شَمسُ الدّین درآن میدان دَرآمَد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۵۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۶۷ - سماع صوفیان می در نگیرد
گوهر بعدی:غزل ۶۶۹ - چو شب شد جملگان در خواب رفتند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.