هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از غم و حیرتی که هر روز بر او وارد میشود سخن میگوید و بیان میکند که از دیدن وجوه مختلف زندگی، روحش به ستوه آمده و دیگر توان تحمل هیچچیز را ندارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مضامین عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، بیان غم و ناتوانی در تحمل زندگی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸ - هر روز غمی به امتحانم آمد
هر روز غمی به امتحانم آمد
وز حیرت دل کار به جانم آمد ۱
از بس که وجوه مینماید جان را
بر هیچ فرو نمیتوانم آمد ۲
وز حیرت دل کار به جانم آمد ۱
از بس که وجوه مینماید جان را
بر هیچ فرو نمیتوانم آمد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۴۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - آن میخواهم که جایگاهی گیرم
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - دردا که ز خود بیخبرم باید مرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.