هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد بیخبری از خود و زندگی مینالد و احساس میکند که هر روز به شکلی جدید میمیرد. او از رنج درونی و ناتوانی در یافتن معنا در زندگی سخن میگوید.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق فلسفی و عاطفی مانند مرگ، رنج درونی و بیمعنایی زندگی است که برای درک و پردازش مناسب، به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. این موضوعات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامناسب باشد.
شماره ۱۹ - دردا که ز خود بیخبرم باید مرد
دردا که ز خود بیخبرم باید مرد
آغشته به خونِ جگرم باید مرد ۱
چون زندگی خویش نمییابم باز
هر روز به نوعی دگرم باید مرد ۲
آغشته به خونِ جگرم باید مرد ۱
چون زندگی خویش نمییابم باز
هر روز به نوعی دگرم باید مرد ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۵۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸ - هر روز غمی به امتحانم آمد
گوهر بعدی:شماره ۲۰ - زانگه که بقا روی نمودست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.