شماره ۵۲ - خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را
خوش آن زمان که سر مهر بود خوبان را
کرشمه منع نمی کرد آه و افغان را ۱
چنین نبود در وصل بسته بر دل ها
نداشت قفل حرم، پره ی بیابان را ۲
ز ضعف، بند قبا آستین من شده است
نشانه ای به ازین نیست عشق پنهان را ۳
به پیش باده فروش آن قدر گرو جمع است
که نام نیست در آن خاتم سلیمان را ۴
ز قید، کیست که آزادی آرزو نکند؟
ز کاهلی ست ثبات قدم غلامان را ۵
به نوبهار جوانی ز کف پیاله منه
که می ز موج کند ریشخند، پیران را ۶
ز فوت گشتن دندان چه غم، سلامت باد
زبان ما که ولی نعمت است دندان را! ۷
ازو هزار کرامات دیده ایم سلیم
شراب کهنه بود پیر جام، مستان را ۸
کرشمه منع نمی کرد آه و افغان را ۱
چنین نبود در وصل بسته بر دل ها
نداشت قفل حرم، پره ی بیابان را ۲
ز ضعف، بند قبا آستین من شده است
نشانه ای به ازین نیست عشق پنهان را ۳
به پیش باده فروش آن قدر گرو جمع است
که نام نیست در آن خاتم سلیمان را ۴
ز قید، کیست که آزادی آرزو نکند؟
ز کاهلی ست ثبات قدم غلامان را ۵
به نوبهار جوانی ز کف پیاله منه
که می ز موج کند ریشخند، پیران را ۶
ز فوت گشتن دندان چه غم، سلامت باد
زبان ما که ولی نعمت است دندان را! ۷
ازو هزار کرامات دیده ایم سلیم
شراب کهنه بود پیر جام، مستان را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۱ - ریزد ز بس غبار دل از هر فغان ما
گوهر بعدی:شماره ۵۳ - آیینه کجا دیده ست، رخسار چو ماهش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.