هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند روزه، عشق، مستی معنوی و شکرگزاری استفاده میکند. شاعر از تشبیهات و استعارات زیبا برای بیان احساسات خود بهره میبرد و به مفاهیمی مانند حیات، عقل، و زیباییهای معنوی اشاره میکند. در نهایت، شعر به ستایش عشق و مستی معنوی و شکرگزاری از نعمتهای الهی میپردازد.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعارات پیچیده است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی معنوی و عشق عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار یا نامفهوم باشد.
غزل ۱۰۸۴ - مه روزه اندرآمد هله ای بت چو شکر
مَهِ روزه اَنْدَرآمد هله ای بُتِ چو شِکَّر
گَهْ بوسه است تنها نه کِنار و چیزِ دیگر ۱
بِنِشین نِظاره میکُن زِ خورِش کِناره میکُن
دو هزار خُشک لَبْ بین به کِنارِ حوضِ کوثَر ۲
اگر آتش است روزه تو زُلالْ بین نه کوزه
تَریِ دِماغَت آرَد چو شرابِ هَمچو آذر ۳
چو عَجوزه گشت گریان شَهِ روزه گشت خَندان
دلِ نورْ گشت فَربه تَنِ مومْ گشت لاغَر ۴
رُخِ عاشقان مُزَعْفَر رُخ جان و عقلْ اَحْمَر
مَنِگَر بُرونِ شیشه بِنِگَر درونِ ساغَر ۵
همه مَست و خوشْ شِکُفته رَمَضانْ زِ یاد رفته
به وُثاقِ ساقیِ خود بِزَدیم حَلقه بر دَر ۶
چو بدید مَستْ ما را بِگَزید دستها را
سَرِ خود چُنین چُنین کرد و بِتافْت رو زِ مَعْشَر ۷
زِ میانه گفت مَستی خوش و شوخ و میْ پَرَستی
که کِه گوید اینک روزهْ شِکَنَد زِ قَند و شِکَّر؟ ۸
شِکَر از لبانِ عیسی که بُوَد حَیاتِ مَوتی
که زِ ذوقْ باز مانَد دَهَنِ نَکیر و مُنْکَر ۹
تو اگر خَراب و مَستی به من آ که از مَنَسْتی
وَ اگر خُمار یاری سُخَنی شِنو مُخَمَّر ۱۰
چو خوشیْ چه خوش نهادیْ به کُدام روز زادی؟
به کُدام دست کَرْدَت قَلَمِ قَضا مُصَوَّر؟ ۱۱
تَنِ تو حِجابِ عزَّت پَسِ او هزار جَنَّت
شِکَران و ماه رویانْ همه هَمچو مَهْ مُطَهَّر ۱۲
هَله مُطربِ شِکَرلَب برَسان صدا به کوکَب
که زِ صید بازآمد شَهِ ما خوش و مُظَفَّر ۱۳
زِ تو هر صَباحْ عیدی زِ تو هر شب است قَدْری
نه چو قَدْرِ عامیانه که شبی بُوَد مُقَدَّر ۱۴
تو بگو سُخَن که جانی قَصَصاتِ آسْمانی
که کلامِ توست صافیّ و حَدیثِ منْ مُکَدَّر ۱۵
گَهْ بوسه است تنها نه کِنار و چیزِ دیگر ۱
بِنِشین نِظاره میکُن زِ خورِش کِناره میکُن
دو هزار خُشک لَبْ بین به کِنارِ حوضِ کوثَر ۲
اگر آتش است روزه تو زُلالْ بین نه کوزه
تَریِ دِماغَت آرَد چو شرابِ هَمچو آذر ۳
چو عَجوزه گشت گریان شَهِ روزه گشت خَندان
دلِ نورْ گشت فَربه تَنِ مومْ گشت لاغَر ۴
رُخِ عاشقان مُزَعْفَر رُخ جان و عقلْ اَحْمَر
مَنِگَر بُرونِ شیشه بِنِگَر درونِ ساغَر ۵
همه مَست و خوشْ شِکُفته رَمَضانْ زِ یاد رفته
به وُثاقِ ساقیِ خود بِزَدیم حَلقه بر دَر ۶
چو بدید مَستْ ما را بِگَزید دستها را
سَرِ خود چُنین چُنین کرد و بِتافْت رو زِ مَعْشَر ۷
زِ میانه گفت مَستی خوش و شوخ و میْ پَرَستی
که کِه گوید اینک روزهْ شِکَنَد زِ قَند و شِکَّر؟ ۸
شِکَر از لبانِ عیسی که بُوَد حَیاتِ مَوتی
که زِ ذوقْ باز مانَد دَهَنِ نَکیر و مُنْکَر ۹
تو اگر خَراب و مَستی به من آ که از مَنَسْتی
وَ اگر خُمار یاری سُخَنی شِنو مُخَمَّر ۱۰
چو خوشیْ چه خوش نهادیْ به کُدام روز زادی؟
به کُدام دست کَرْدَت قَلَمِ قَضا مُصَوَّر؟ ۱۱
تَنِ تو حِجابِ عزَّت پَسِ او هزار جَنَّت
شِکَران و ماه رویانْ همه هَمچو مَهْ مُطَهَّر ۱۲
هَله مُطربِ شِکَرلَب برَسان صدا به کوکَب
که زِ صید بازآمد شَهِ ما خوش و مُظَفَّر ۱۳
زِ تو هر صَباحْ عیدی زِ تو هر شب است قَدْری
نه چو قَدْرِ عامیانه که شبی بُوَد مُقَدَّر ۱۴
تو بگو سُخَن که جانی قَصَصاتِ آسْمانی
که کلامِ توست صافیّ و حَدیثِ منْ مُکَدَّر ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۱۰۰۵
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۸۳ - هله زیرک هله زیرک هله زیرک هله زوتر
گوهر بعدی:غزل ۱۰۸۵ - همه صیدها بکردی هله میر بار دیگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.