هوش مصنوعی:
این متن یک گفتگوی عرفانی و شاعرانه بین دو نفر است که در آن یکی از عشق و درد فراق میگوید و دیگری پاسخهای حکیمانه و عرفانی میدهد. موضوعات اصلی شامل عشق، رنج، جستجوی معنوی، و درک حقیقت است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فراق نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۹۶ - گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتم که روی خوبت از من چرا نهان است
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است ۱
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است ۲
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است ۳
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است ۴
گفتم فراق تا کی گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است گفتا سخن همان است ۵
گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگان است ۶
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانهٔ تو جان است ۷
گفتا تو خود حجابی ورنه رخم عیان است ۱
گفتم که از که پرسم جانا نشان کویت
گفتا نشان چه پرسی آن کوی بی نشان است ۲
گفتم مرا غم تو خوشتر ز شادمانی
گفتا که در ره ما غم نیز شادمان است ۳
گفتم که سوخت جانم از آتش نهانم
گفت آن که سوخت او را کی ناله یا فغان است ۴
گفتم فراق تا کی گفتا که تا تو هستی
گفتم نفس همین است گفتا سخن همان است ۵
گفتم که حاجتی هست گفتا بخواه از ما
گفتم غمم بیفزا گفتا که رایگان است ۶
گفتم ز فیض بپذیر این نیم جان که دارد
گفتا نگاه دارش غمخانهٔ تو جان است ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۵ - صحرا وباغ و خانه ندانم کجا خوش است
گوهر بعدی:غزل ۹۷ - سبزهٔ خط تو دیدن چه خوش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.