هوش مصنوعی:
این متن عرفانی به موضوع عشق الهی و اهمیت آن در دین و زندگی انسان میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق روح دین است و بدون آن، انسان در کفر باقی میماند. او عشق را راهنمایی به سوی خدا میداند و از قدرت آن در تبدیل مس (ظاهر) به زر (باطن) سخن میگوید. همچنین، شاعر از تمایل خود برای به اشتراک گذاشتن حقایق پنهان با مخاطب و مستی ناشی از عشق الهی صحبت میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به دانش پایهای در زمینه ادبیات عرفانی نیاز دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
غزل ۱۰۲ - صورت انسان دگر معنی آن دیگر است
صورت انسان دگر معنی آن دیگر است
صورت انسان مس و معنی انسان زرست ۱
مس چه بودلحم وپوست زرچه بودعشق دوست
این مس اگر زر شود ازدو جهان بر ترست ۲
عشق بود روح دین چشم و چراغ یقین
هر که درو عشق نیست کفر درو مضمرست ۳
عشق رساند ترا تا به جناب خدا
در ره اطوار صنع راهرو و رهبرست ۴
سوی من آئی دمی بر تو ببارم نمی
از رشحات یمی این سخنم زوترست ۵
کاش ترا جای آن باشد و گنجای آن
تا به عیان آورم آنچه بغیب اندرست ۶
ظرف تو از حرف عشق جام لبا لب کنم
جنت به قالب کنم گوئی که اینمحشراست ۷
مست شوی کف زنان شور بر آری که این
نیست مکرر ستخیز ورنه چه شور و شرست ۸
شور نشور است این بعث قبور است این
شرح صدورست این از همه بالاترست ۹
این اثر طاعت است زلزلهٔ ساعت است
حامله بار افکند مرضعه کور و کرست ۱۰
بر تو عذابست این زانکه همین صورتی
نزد من آو ببین کز دل و جان خوشتر است ۱۱
فیض بهل صوت و حرف بحر مپیما بحرف
غرقهٔ این بحر را دم نزدن بهتر است ۱۲
صورت انسان مس و معنی انسان زرست ۱
مس چه بودلحم وپوست زرچه بودعشق دوست
این مس اگر زر شود ازدو جهان بر ترست ۲
عشق بود روح دین چشم و چراغ یقین
هر که درو عشق نیست کفر درو مضمرست ۳
عشق رساند ترا تا به جناب خدا
در ره اطوار صنع راهرو و رهبرست ۴
سوی من آئی دمی بر تو ببارم نمی
از رشحات یمی این سخنم زوترست ۵
کاش ترا جای آن باشد و گنجای آن
تا به عیان آورم آنچه بغیب اندرست ۶
ظرف تو از حرف عشق جام لبا لب کنم
جنت به قالب کنم گوئی که اینمحشراست ۷
مست شوی کف زنان شور بر آری که این
نیست مکرر ستخیز ورنه چه شور و شرست ۸
شور نشور است این بعث قبور است این
شرح صدورست این از همه بالاترست ۹
این اثر طاعت است زلزلهٔ ساعت است
حامله بار افکند مرضعه کور و کرست ۱۰
بر تو عذابست این زانکه همین صورتی
نزد من آو ببین کز دل و جان خوشتر است ۱۱
فیض بهل صوت و حرف بحر مپیما بحرف
غرقهٔ این بحر را دم نزدن بهتر است ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۰۱ - دمبدم دل ما را از الست پیغام است
گوهر بعدی:غزل ۱۰۳ - زغفلت تو ترا صد حجاب در پیش است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.