هوش مصنوعی:
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، وجود، امید و ناامیدی، و معنویت میپردازد. شاعر بیان میکند که هر چیزی که بدون عشق و نور الهی باشد، عبث و بیمعناست. او از بیفایده بودن اعمال بدون عشق و ایمان سخن میگوید و تأکید میکند که تنها با عشق و فیض الهی است که زندگی معنا پیدا میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و پوچی نیاز به بلوغ فکری دارند.
غزل ۱۹۷ - هر آنچه بود ندارد وجود اوست عبث
هر آنچه بود ندارد وجود اوست عبث
چو جامه را نبود تار و پود اوست عبث ۱
به بزم نغمه سرایان چو کاسهٔ طنبور
سری که عشق ندارد سرود اوست عبث ۲
چو نیست روشنئی در دل آن گلست نه دل
چو پرتوی ندهد شمع دود اوست عبث ۳
فغان چه سود دهد چون گمان وصلی نیست
ندارد آنکه امیدی سرود اوست عبث ۴
چو زاهد از پی جنت ثنای حق گوید
ثنای حق نبود آن درود اوست عبث ۵
چو در دلش نبود نور عشق و آه کشد
چو چرب تر بود آن خشک و دود اوست عبث ۶
اگر نه پختگی عاشقان غرض باشد
کجا جهنم و مؤمن درود اوست عبث ۷
اگر بدل نرسد دم بدم زحق فیضی
نعیم هشت بهشت و خلود اوست عبث ۸
برای سنگدلان خون دل مریز ای فیض
بکوه هر که برد لعل جود اوست عبث ۹
چو جامه را نبود تار و پود اوست عبث ۱
به بزم نغمه سرایان چو کاسهٔ طنبور
سری که عشق ندارد سرود اوست عبث ۲
چو نیست روشنئی در دل آن گلست نه دل
چو پرتوی ندهد شمع دود اوست عبث ۳
فغان چه سود دهد چون گمان وصلی نیست
ندارد آنکه امیدی سرود اوست عبث ۴
چو زاهد از پی جنت ثنای حق گوید
ثنای حق نبود آن درود اوست عبث ۵
چو در دلش نبود نور عشق و آه کشد
چو چرب تر بود آن خشک و دود اوست عبث ۶
اگر نه پختگی عاشقان غرض باشد
کجا جهنم و مؤمن درود اوست عبث ۷
اگر بدل نرسد دم بدم زحق فیضی
نعیم هشت بهشت و خلود اوست عبث ۸
برای سنگدلان خون دل مریز ای فیض
بکوه هر که برد لعل جود اوست عبث ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۹۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۶ - دلی که عشق ندارد وجود اوست عبث
گوهر بعدی:غزل ۱۹۸ - جز تنعم بغم یار عبث بود عبث
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.