هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او بیان میکند که دل و جان و ایمان خود را به معشوق داده، اما همه را بیهوده از دست داده است. شاعر از بیوفایی معشوق شکایت کرده و میپرسد که چه میخواهد از جان او. او همچنین اشاره میکند که عشق معشوق باعث ویرانی دلها و خانهها شده است و از معشوق میخواهد که دست از آزار او و دیگر ناتوانان بردارد.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عاطفی عمیق و ناامیدی ناشی از عشق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند بیوفایی و رنج عاشقانه نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
غزل ۲۰۰ - بمهر تو دادم دل و جان عبث
بمهر تو دادم دل و جان عبث
بعشقت گرو کردم ایمان عبث ۱
زدین و دل من چه حاصل مرا
گرفتی هم این را و هم آن عبث ۲
چه میخواهی از جانم ای بی وفا
چه دای دلم را پریشان عبث ۳
دل اقلیم دین جلوه ات تاخت کرد
بسی خانه شد از تو ویران عبث ۴
بیک عشوهٔ دل فریب خوشت
دل عالمی شد پریشان عبث ۵
بجانت که دست از اسیران بدار
مکن جور بر ناتوانان عبث ۶
دل من بود آن دل ای فیض بس
مریز اشگ بر روی سندان عبث ۷
بعشقت گرو کردم ایمان عبث ۱
زدین و دل من چه حاصل مرا
گرفتی هم این را و هم آن عبث ۲
چه میخواهی از جانم ای بی وفا
چه دای دلم را پریشان عبث ۳
دل اقلیم دین جلوه ات تاخت کرد
بسی خانه شد از تو ویران عبث ۴
بیک عشوهٔ دل فریب خوشت
دل عالمی شد پریشان عبث ۵
بجانت که دست از اسیران بدار
مکن جور بر ناتوانان عبث ۶
دل من بود آن دل ای فیض بس
مریز اشگ بر روی سندان عبث ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۵۴۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۹ - گذشت عمر تو امسال همچو پار عبث
گوهر بعدی:غزل ۲۰۱ - اگر از عشق حق بر سرنهی تاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.