هوش مصنوعی:
متن بالا به توصیف ویژگیهای یک مرد حقیقی و روحانی میپردازد. مردی که از هوای نفس دوری میکند، به حق عشق میورزد، از تعلقات دنیوی رها شده و با خداوند انس میگیرد. شاعر تأکید میکند که مردان واقعی نادرند و برای رسیدن به این مقام، باید از خودخواهیها و تعلقات دنیوی رها شد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۲۳۰ - نمیبینم در این میدان یکی مرد
نمیبینم در این میدان یکی مرد
زنانند این سبک عقلان بیدرد ۱
ندیدم مرد حق هر چند بردم
بگرد این جهان چشم جهان کرد ۲
گرفته گرد گرداگرد عالم
نمیبینم سواری زیر آن کرد ۳
سواری هست پنهان از نظرها
زنا محرم زنان پنهان بود مرد ۴
بود مرد آنکه حق را بنده باشد
به داغ بندگی بر دست هر مرد ۵
بود مرد آنکه او زد بر هوا پای
رگ و ریشه هوس از سربدر کرد ۶
بود مرد آنکه دل کند از دو عالم
بیکجا داد و گشت از خویشتن فرد ۷
بود مردآنکه با حق انس بگرفت
باو پیوست و ترک ما سوا کرد ۸
بود مرد آنکه اورست از من و ما
برآورد از نهاد خویشتن گرد ۹
بود مرد آنکه فانی گشت از خود
ز تشریف بقای حق قبا کرد ۱۰
گرافشانی ز گرد خویش خود را
بگردش کی رسی تا برخوری گرد ۱۱
ز گرد خود برا در گرد اورس
سراغی یابی ازگرد چنین مرد ۱۲
خداوندا بفضل خود مدد کن
که ره یابم بمردی تا شوم مرد ۱۳
بمردی میرسی ای فیض و مردی
بشرط آنکه کردی از خودی فرد ۱۴
خودی گردیست بر آینهٔ دل
بمردی وارهان خود را ازین گرد ۱۵
زنانند این سبک عقلان بیدرد ۱
ندیدم مرد حق هر چند بردم
بگرد این جهان چشم جهان کرد ۲
گرفته گرد گرداگرد عالم
نمیبینم سواری زیر آن کرد ۳
سواری هست پنهان از نظرها
زنا محرم زنان پنهان بود مرد ۴
بود مرد آنکه حق را بنده باشد
به داغ بندگی بر دست هر مرد ۵
بود مرد آنکه او زد بر هوا پای
رگ و ریشه هوس از سربدر کرد ۶
بود مرد آنکه دل کند از دو عالم
بیکجا داد و گشت از خویشتن فرد ۷
بود مردآنکه با حق انس بگرفت
باو پیوست و ترک ما سوا کرد ۸
بود مرد آنکه اورست از من و ما
برآورد از نهاد خویشتن گرد ۹
بود مرد آنکه فانی گشت از خود
ز تشریف بقای حق قبا کرد ۱۰
گرافشانی ز گرد خویش خود را
بگردش کی رسی تا برخوری گرد ۱۱
ز گرد خود برا در گرد اورس
سراغی یابی ازگرد چنین مرد ۱۲
خداوندا بفضل خود مدد کن
که ره یابم بمردی تا شوم مرد ۱۳
بمردی میرسی ای فیض و مردی
بشرط آنکه کردی از خودی فرد ۱۴
خودی گردیست بر آینهٔ دل
بمردی وارهان خود را ازین گرد ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۲۹ - دل از ادنی کند آن کس که بر اعلی نظر بندد
گوهر بعدی:غزل ۲۳۱ - مرا دردیست در دل نه چو هر درد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.