هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق و انتقاد از زاهدان و ریاکاری‌های آنان است. شاعر از شراب و می‌گساری به عنوان نمادی از عشق و آزادگی یاد می‌کند و به دنبال یافتن کسی است که بتواند پیام او را به معشوق برساند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و انتقادی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره به می‌گساری و مفاهیم عاشقانه ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر مناسب نباشد.

غزل ۲۵۷ - از بهر من شراب بوامی که می خرد

از بهر من شراب بوامی که می خرد
مخموری از خمار بجامی که میخرد ۱

گر زاهدی بدست من افتد فرو شمش
تا می بدست آرم خامی که میخرد ۲

زین قوم عرض خود بسلامی توان خرید
زیشان و لیک جان بسلامی که میخرد ۳

آن کیست عذرخواه شود رندی مرا
از زاهدان مرا بکلامی که میخرد ۴

کو آنکه حرف خاص تواند بعام گفت
جز بار خاص بنده عامی که می خرد ۵

جز یار سرو قد که دلم شد اسیر او
آزاده چو من بخرامی که میخرد ۶

جز چشم مست او که رباید بغمزه هوش
عیش مدام من بمدامی که میخرد ۷

آن کیست کو بدوست رساند سلام من
باری از و مرا بسلامی که میخرد ۸

آن را که نامهٔ بمن آرد زیار من
سرمیدهم سری به پیامی که میخرد ۹

آن کو زمن بجانب او نامهٔ برد
او را شوم غلام غلامی که میخرد ۱۰

ناکامی فراق تو جانا زحد گذشت
از بهر من زوصل تو کامی که میخرد ۱۱

آن کیست حال فیض بگوید بلطف او
از قهر او مرا بکلامی که میخرد ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۵۶ - مخموری از خمار بجامی که میخرد
گوهر بعدی:غزل ۲۵۸ - بی لقای دوست حاشا روزگارم بگذرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.