هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و اخلاقی است که بر گذرا بودن عمر و اهمیت استفاده بهینه از آن تأکید دارد. شاعر از هدر رفتن عمر در امور بیهوده ابراز تأسف میکند و توصیه میکند که زمان را صرف عشق به معشوق حقیقی و طاعات معنوی کنیم. همچنین، متن به موضوع عشق الهی و رهایی از دغدغههای دنیوی میپردازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند گذر عمر و مرگ ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
غزل ۲۶۰ - جان گذر میکند آن به که بجانان گذرد
جان گذر میکند آن به که بجانان گذرد
قطره شد بیمدد آن به که بعّمان گذرد ۱
دل چو غم میخورد آن به که غم دوست خورد
عمر چون میگذرد به که بسامان گذرد ۲
تا بکی وقت بلاطایل و بیهوده رود
تا بکی عمر بلایعنی و خسران گذرد ۳
چند اوقات شود صرف جهان فانی
نه در اندیشهٔ آغاز و نه پایان گذرد ۴
حیف از این عمر گرانمایه که هر لحظه از آن
صرف طاعات توان کرد و بعصیان گذرد ۵
گوش جان وصف حدیث تو کنم تا جانرا
لحظه لحظه بنظر حوری و غلمان گذرد ۶
جان و دل هر دو نثار تو کنم تا بر من
متصل لشکر دل قافله جان گذرد ۷
دل بعشق تو دهم تا رمقی در دل هست
جان برای تو دهم تا بجهان جان گذرد ۸
هر که در کشتی عشق آمد ازین قلزم دهر
کی دگر در دلش اندیشهٔ طوفان گذرد ۹
فیض دشوار شود کار چو گیری دشوار
ور تو آسان شمری مشکلت آسان گذرد ۱۰
قطره شد بیمدد آن به که بعّمان گذرد ۱
دل چو غم میخورد آن به که غم دوست خورد
عمر چون میگذرد به که بسامان گذرد ۲
تا بکی وقت بلاطایل و بیهوده رود
تا بکی عمر بلایعنی و خسران گذرد ۳
چند اوقات شود صرف جهان فانی
نه در اندیشهٔ آغاز و نه پایان گذرد ۴
حیف از این عمر گرانمایه که هر لحظه از آن
صرف طاعات توان کرد و بعصیان گذرد ۵
گوش جان وصف حدیث تو کنم تا جانرا
لحظه لحظه بنظر حوری و غلمان گذرد ۶
جان و دل هر دو نثار تو کنم تا بر من
متصل لشکر دل قافله جان گذرد ۷
دل بعشق تو دهم تا رمقی در دل هست
جان برای تو دهم تا بجهان جان گذرد ۸
هر که در کشتی عشق آمد ازین قلزم دهر
کی دگر در دلش اندیشهٔ طوفان گذرد ۹
فیض دشوار شود کار چو گیری دشوار
ور تو آسان شمری مشکلت آسان گذرد ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۹ - تا بکی بی باده و مطرب مدارم بگذرد
گوهر بعدی:غزل ۲۶۱ - عارف خدای دید در اصنام و حال کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.