هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، رنج، صبر و درک عمیق از زندگی میپردازد. شاعر از غم و جفای یار سخن میگوید و تأکید میکند که این رنجها برای پاکسازی درون و رسیدن به حقیقت ضروری هستند. همچنین، متن به مفاهیمی مانند خودشناسی، پاکسازی روح و درک مصلحتهای پنهان در زندگی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج و جفا ممکن است برای سنین پایینتر سنگین و نامفهوم باشد.
غزل ۱۱۳۹ - مجوی شادی چون در غم است میل نگار
مَجوی شادیْ چون در غَم است مَیلِ نِگار
که در دو پَنجه شیری تو ای عزیز شِکار ۱
اگر چه دِلْبَر ریزَد گِلابه بر سَرِ تو
قَبول کُن تو مَر آن را به جایِ مُشکِ تَتار ۲
دَرونِ تو چو یکی دشمنیست پنهانی
به جُز جَفا نَبُوَد هیچ دَفْعِ آن سَگْسار ۳
کسی که بر نَمَدی چوب زَد نه بر نَمَد است
ولی غَرَض همه تا آن بُرون شود زِ غُبار ۴
غُبارهاست درونِ تو از حِجابِ مَنی
هَمی بُرون نشود آن غُبار از یک بار ۵
به هر جَفا و به هر زَخْم اندکْ اندکْ آن
رَوَد زِ چهره دلْ گَهْ به خواب و گَهْ بیدار ۶
اگر به خواب گُریزی به خواب دربینی
جَفایِ یار و سَقَطهای آن نِکوکِردار ۷
تَراشِ چوب نه بَهرِ هَلاکَت چوب است
برایِ مَصْلَحتی راست در دلِ نَجّار ۸
ازین سَبَب همه شَرِّ طَریقِ حَقْ خیراست
که عاقِبَت بِنِمایَد صَفاشْ آخِرِ کار ۹
نِگَر به پوست که دَبّاغ در پَلیدیها
هَمیبِمالَد آن را هزار بار هزار ۱۰
که تا بُرون رَوَد از پوست عِلَّتِ پنهان
اگر چه پوست نَدانَد زِ اندک و بسیار ۱۱
تو شَمسِ مَفْخَر تبریز چارهها داری
شِتاب کُن که تو را قُدرتیست در اَسْرار ۱۲
که در دو پَنجه شیری تو ای عزیز شِکار ۱
اگر چه دِلْبَر ریزَد گِلابه بر سَرِ تو
قَبول کُن تو مَر آن را به جایِ مُشکِ تَتار ۲
دَرونِ تو چو یکی دشمنیست پنهانی
به جُز جَفا نَبُوَد هیچ دَفْعِ آن سَگْسار ۳
کسی که بر نَمَدی چوب زَد نه بر نَمَد است
ولی غَرَض همه تا آن بُرون شود زِ غُبار ۴
غُبارهاست درونِ تو از حِجابِ مَنی
هَمی بُرون نشود آن غُبار از یک بار ۵
به هر جَفا و به هر زَخْم اندکْ اندکْ آن
رَوَد زِ چهره دلْ گَهْ به خواب و گَهْ بیدار ۶
اگر به خواب گُریزی به خواب دربینی
جَفایِ یار و سَقَطهای آن نِکوکِردار ۷
تَراشِ چوب نه بَهرِ هَلاکَت چوب است
برایِ مَصْلَحتی راست در دلِ نَجّار ۸
ازین سَبَب همه شَرِّ طَریقِ حَقْ خیراست
که عاقِبَت بِنِمایَد صَفاشْ آخِرِ کار ۹
نِگَر به پوست که دَبّاغ در پَلیدیها
هَمیبِمالَد آن را هزار بار هزار ۱۰
که تا بُرون رَوَد از پوست عِلَّتِ پنهان
اگر چه پوست نَدانَد زِ اندک و بسیار ۱۱
تو شَمسِ مَفْخَر تبریز چارهها داری
شِتاب کُن که تو را قُدرتیست در اَسْرار ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۱۳۸ - چه مایه رنج کشیدم ز یار تا این کار
گوهر بعدی:غزل ۱۱۴۰ - بیامدیم دگربار چون نسیم بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.