هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به بیان تأثیر زیبایی و جذابیت معشوق بر دل عاشق میپردازد. شاعر از تأثیر نگاه، ابرو و سخنان معشوق بر جان خود سخن میگوید و عشق را به عنوان راهی برای رسیدن به کمال و دانش توصیف میکند. همچنین، شعر به مفاهیمی مانند ایمان، بهشت و دوزخ نیز اشاره دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۸۶ - رخ برافروزی دل من شعله اخگر شود
رخ برافروزی دل من شعله اخگر شود
وربپوشانی زمن این هر دوخاکستر شود ۱
طاعتش ناقص بماند هر که ابرویت ندید
هر که بسم الله نخواند کار او ابتر شود ۲
هر که بنید روی میمون ترا هر بامداد
تا ابد هر روز و هر دم کار او بهتر شود ۳
دیدهٔ دل هر کرا افتد بخط سبز تو
از طراوت سربسر بوم دلش اخضر شود ۴
باغ رویت هر که دید ایمان بجنت آورد
ور بود مؤمن بفردوس برین رهبر شود ۵
هر که در هجرت فتد ایمان بدوزخ آورد
ور بود مؤمن بنار ایمانش محکمتر شود ۶
هر که بیند لعل نوشین ترا وقت سخن
در حلاوت غرق گردد سربسر شکر شود ۷
هر که بیند چشم و ابروی ترا وقت نگاه
خسته و مست اوفتد هم آب و هم آذر شود ۸
دل که در بند غمت افتاد شد درّ یتیم
قطرهٔ باران چو افتد در صدف گوهر شود ۹
بهر دانش عاشقان را حاجت استاد نیست
هر که ورزد عشق بی استاد دانشور شود ۱۰
ای خوش آنروزی که بازم درره عشق توسر
هر که در عشق خدابی سر شود سرورشود ۱۱
من نمیدانم چه باید کرد تا برخاک فیض
کیمیای پرتو لطف تو افتد زر شود ۱۲
وربپوشانی زمن این هر دوخاکستر شود ۱
طاعتش ناقص بماند هر که ابرویت ندید
هر که بسم الله نخواند کار او ابتر شود ۲
هر که بنید روی میمون ترا هر بامداد
تا ابد هر روز و هر دم کار او بهتر شود ۳
دیدهٔ دل هر کرا افتد بخط سبز تو
از طراوت سربسر بوم دلش اخضر شود ۴
باغ رویت هر که دید ایمان بجنت آورد
ور بود مؤمن بفردوس برین رهبر شود ۵
هر که در هجرت فتد ایمان بدوزخ آورد
ور بود مؤمن بنار ایمانش محکمتر شود ۶
هر که بیند لعل نوشین ترا وقت سخن
در حلاوت غرق گردد سربسر شکر شود ۷
هر که بیند چشم و ابروی ترا وقت نگاه
خسته و مست اوفتد هم آب و هم آذر شود ۸
دل که در بند غمت افتاد شد درّ یتیم
قطرهٔ باران چو افتد در صدف گوهر شود ۹
بهر دانش عاشقان را حاجت استاد نیست
هر که ورزد عشق بی استاد دانشور شود ۱۰
ای خوش آنروزی که بازم درره عشق توسر
هر که در عشق خدابی سر شود سرورشود ۱۱
من نمیدانم چه باید کرد تا برخاک فیض
کیمیای پرتو لطف تو افتد زر شود ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۴۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۵ - ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود
گوهر بعدی:غزل ۳۸۷ - تا بکی این نفس کافر کیش کافرتر شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.