هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، بیانگر اشتیاق شدید شاعر به وصال معشوق و رسیدن به کمال معنوی است. شاعر از صبر و انتظار برای دیدار معشوق می‌گوید و آرزو می‌کند که با لطف و عنایت او، راهش هموار شود. همچنین، اشاره‌هایی به داستان‌های پیامبران مانند ابراهیم و موسی دارد که نماد مقاومت در برابر سختی‌ها و رسیدن به حقیقت هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاره‌های پیچیده است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، برخی اشارات به داستان‌های مذهبی نیازمند پیش‌زمینه‌ای از ادبیات و فرهنگ اسلامی است.

غزل ۳۸۵ - ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود

ای خوش آن صبحی که چشمم بر جمالت وا شود
یا شب قدری که در کوی توام ماوا شود ۱

بیش ازین ایجان نیارم صبر کردن در برون
بر درت چون حلقه سر خواهم زدن تا وا شود ۲

هم در امروز از وصالم شربتی در کام ریز
نیست آرام و شگیبائیم تا فردا شود ۳

من بخود کی راه یابم سوی آن عالیجناب
هم مگر لطف تو پر گردد عنایت پا شود ۴

گر کشم در دیده خاک پای مردان رهت
کام و کام منزل این راه را بینا شود ۵

گر در آتش بایدم رفتن در این ره میروم
تا چو ابراهیم آن آتش گلستان ‌ها شود ۶

موسی جانرا اگر گردن نهد فرعون نفس
چشمهای حکمت از سنگ دلش پیدا شود ۷

بی تعلق چون مسیحا زی تو در روی زمین
تا فراز آسمان چارمینت جا شود ۸

گر عنان اختیار خود نهی در دست او
لقمهٔ سازد ترا این نفس و اژدرها شود ۹

گر ز بهر شهوت دنیا در آئی در غضب
نفس فرعونت در آتش از ره دریا شود ۱۰

گام نه بر گام مردان رهش مردانه فیض
گر همی خواهی که در بزم وصالت جا شود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۵۳۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۳۸۴ - من در او میزنم امروز، باشد وا شود
گوهر بعدی:غزل ۳۸۶ - رخ برافروزی دل من شعله اخگر شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.