هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و آرزوی وصال با او میپردازد. شاعر از بخت یار شدن، رهایی روح از قفس تن، و رسیدن به بینهایت عشق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارند.
غزل ۳۹۰ - یار اگر آشنا شود چه شود
یار اگر آشنا شود چه شود
بخت اگر یار ما شود چه شود ۱
گر ز خمخانهٔ می وصلش
جرعهٔ قسم ما شود چه شود ۲
گر دل خستهٔ مرا ای جان
غمزهات غمزدا شود چه شود ۳
نفسی گر بر آورم با تو
تا دل از غصه وا شود چه شود ۴
در ره چون تو غمگساری اگر
دل و جانم فدا شود چه شود ۵
مرغ روحم که طایر قدس است
زین قفس گر رها شود چه شود ۶
چون حجاب من از منست اگر
این من از من جدا شود چه شود ۷
این سبو بشکند درین دریا
بحر بیمنتها شود چه شود ۸
فیض از هر دو کون بیگانه
با تو گر آشنا شود چه شود ۹
بخت اگر یار ما شود چه شود ۱
گر ز خمخانهٔ می وصلش
جرعهٔ قسم ما شود چه شود ۲
گر دل خستهٔ مرا ای جان
غمزهات غمزدا شود چه شود ۳
نفسی گر بر آورم با تو
تا دل از غصه وا شود چه شود ۴
در ره چون تو غمگساری اگر
دل و جانم فدا شود چه شود ۵
مرغ روحم که طایر قدس است
زین قفس گر رها شود چه شود ۶
چون حجاب من از منست اگر
این من از من جدا شود چه شود ۷
این سبو بشکند درین دریا
بحر بیمنتها شود چه شود ۸
فیض از هر دو کون بیگانه
با تو گر آشنا شود چه شود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۵۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۸۹ - دل بستم اندر مهر او تا او برای من شود
گوهر بعدی:غزل ۳۹۱ - ؟عشق توبه شکستیم تا دگر چه شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.