هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا یا شاعری با سبک مشابه است که درباره عشق الهی و فنا در معشوق صحبت میکند. شاعر از مخاطب میخواهد که در راه عشق، از خود بگذرد و کاملاً در آن غرق شود. استفاده از استعارههایی مانند شراب عشق، زلف پریشان، شمع و پروانه، و قطره و دریا، مفاهیم عمیق عرفانی را منتقل میکنند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و استعارههای پیچیده موجود در شعر ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات مانند 'مستی' و 'شراب عشق' نیاز به تفسیر دارند و بهتر است توسط مخاطبان با سطح بلوغ فکری بالاتر مطالعه شوند.
غزل ۴۸۰ - چو مرد او شدی مردانه میباش
چو مرد او شدی مردانه میباش
چو مست او شدی مستانه میباش ۱
اگر در سر هوای دوست داری
ز خویش و آشنا بیگانه میباش ۲
چه خواهی لذت مستی بیابی
شراب عشق را پیمانه میباش ۳
چه درهای سعادت بازخواهی
کلید عشق را دندانه میباش ۴
چو زلف او پریشان شد بصد دل
درو آویز خود را شانه میباش ۵
و گر زلفش شود زنجیر عشاق
برو عاشق شو و دیوانه میباش ۶
چو گل باشد تو بلبل باش و مینال
و گر شمعست رو پروانه میباش ۷
اگر جز جان تو مسند کند دوست
فغان کن ناله کن حنانه میباش ۸
تو یک قطره ز بحر لامکانی
درون این صدف دردانه میباش ۹
خمش کن گفتگو بگذار ای میباش
دهانرا مهرکن بی چانه میباش ۱۰
چو مست او شدی مستانه میباش ۱
اگر در سر هوای دوست داری
ز خویش و آشنا بیگانه میباش ۲
چه خواهی لذت مستی بیابی
شراب عشق را پیمانه میباش ۳
چه درهای سعادت بازخواهی
کلید عشق را دندانه میباش ۴
چو زلف او پریشان شد بصد دل
درو آویز خود را شانه میباش ۵
و گر زلفش شود زنجیر عشاق
برو عاشق شو و دیوانه میباش ۶
چو گل باشد تو بلبل باش و مینال
و گر شمعست رو پروانه میباش ۷
اگر جز جان تو مسند کند دوست
فغان کن ناله کن حنانه میباش ۸
تو یک قطره ز بحر لامکانی
درون این صدف دردانه میباش ۹
خمش کن گفتگو بگذار ای میباش
دهانرا مهرکن بی چانه میباش ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۷۹ - بغم خوردن بنه دل شاد میباش
گوهر بعدی:غزل ۴۸۱ - تا در رخت دید سیمای آتش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.