هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی، توصیف کننده دیدار شاعر و دلش با معشوق است که در آن زیبایی و احسان معشوق چنان تأثیرگذار است که دل و جان شاعر را تسخیر می‌کند. شاعر از عشق و دلدادگی سخن می‌گوید و از فداکاری جان و دل در راه معشوق یاد می‌کند. در نهایت، ایمان و یقین شاعر نیز تحت تأثیر این عشق قرار می‌گیرد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۴۸۴ - رفتیم من و دل دوش ناخوانده بمهمانش

رفتیم من و دل دوش ناخوانده بمهمانش
دزدیده نظر کردیم در حسن درخشانش ۱

دیدیم ز حسن احسان دیدیم در احسان حسن
دل برد ز من حسنش جان داد بدل خوانش ۲

مدهوش رخش شد دل مفتون لبش شد جان
این را بگرفت انیش آنرا بربود آنش ۳

دل یافت بنزدش یار بنشست بر دلدار
جان ز لطف جانان دید پیوست بجانانش ۴

دل خواست ازو چاره جان جست ازو درمان
هریک چو بدید او بود خود چاره و درمانش ۵

دل داد بعشقش جان بگرفت دو صد چندان
ای کاش شدی صد جان هر لحظه بقربانش ۶

جان داد بعشق ایمان بستند بعوض ایقان
ایمان چون به ایقان داد با عین شد ایمانش ۷

چش
یعنی چو نفهمد فیض حاجب تو بفهمانش ۸

چون نیک نظر کردم در عالم بیهوشی
دیار ندیدم هیچ جز حسن و جز احسانش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴۸۳ - یار آمد یار پیش دویدش
گوهر بعدی:غزل ۴۸۵ - سحر رسید ز غیبم بکوش هوش سروش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.