هوش مصنوعی:
شاعر در این متن به توصیف عشق و زیبایی معشوق پرداخته و از احساسات عمیق خود سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گل، خار، سنبل، و ساغر می، عشق و فراق را به تصویر میکشد. همچنین، از تأثیرات عشق بر جهان و طبیعت نیز سخن میگوید.
رده سنی:
16+
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است و درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل ۵۶۲ - گلزار رخت دیدم شد خار بچشمم گل
گلزار رخت دیدم شد خار بچشمم گل
پیچید دلم را عشق در سنبل آن کاکل ۱
چشمت ز نگه سر مست لب ساغر می در دست
اجزای تو هر یک مست از باده حسن گل ۲
حسن تو جهان بگرفت ای جسم جهانرا جان
افکند می عشقت در خم فلک غلغل ۳
از چشم خمارینت پیمانه کشد نرگس
و ز خط نکارینت در یوزه کند سنبل ۴
دیدارت از آن من پیمانه ز بیگانه
رخسارت از آن من گلرا بنه بلبل ۵
از طرهٔ مشگینت روز سیهی دارم
باشد که شبی بینم بر گردن خویشش غل ۶
گریم ز فراق تو بر رهگذر مردم
چندانکه همی بندند بر سیل سرشگم پل ۷
از شعله آه من افتد بزمین آتش
و ز ناله زار من بیحد بفلک غلغل ۸
سودای سخن در سر هر دم بنوای تو
گوید بضمیر فیض با لهجه تازی قل ۹
پیچید دلم را عشق در سنبل آن کاکل ۱
چشمت ز نگه سر مست لب ساغر می در دست
اجزای تو هر یک مست از باده حسن گل ۲
حسن تو جهان بگرفت ای جسم جهانرا جان
افکند می عشقت در خم فلک غلغل ۳
از چشم خمارینت پیمانه کشد نرگس
و ز خط نکارینت در یوزه کند سنبل ۴
دیدارت از آن من پیمانه ز بیگانه
رخسارت از آن من گلرا بنه بلبل ۵
از طرهٔ مشگینت روز سیهی دارم
باشد که شبی بینم بر گردن خویشش غل ۶
گریم ز فراق تو بر رهگذر مردم
چندانکه همی بندند بر سیل سرشگم پل ۷
از شعله آه من افتد بزمین آتش
و ز ناله زار من بیحد بفلک غلغل ۸
سودای سخن در سر هر دم بنوای تو
گوید بضمیر فیض با لهجه تازی قل ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۷۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۱ - نگاه ارکنی جان ستانی تغافل کنی دل
گوهر بعدی:غزل ۵۶۳ - ای جمال هر جمیل و ای جمالت بیمثال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.