هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجها و دردهای درونی خود سخن میگوید و بیان میکند که تمامی این مشکلات ناشی از خود اوست. او از خودش شکایت دارد و احساس میکند که خودش مانع پیشرفت و سلوکش شده است. در نهایت، به این امید دارد که اگر از خود رها شود، به جایگاهی والا دست یابد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آنها برای سنین پایینتر دشوار بوده و نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۷۰ - هر رنج که میرسد بجانم
هر رنج که میرسد بجانم
از خود رسدم اگر بدانم ۱
از هیچکسم شکایتی نیست
از خویش بخویش در فغانم ۲
بر من ازمن غمست و محنت
از بود و نبود ود بجانم ۳
درد دل من ز غیر من نیست
خود درد دل و بلای جانم ۴
خود سد ره سلوک خویشم
خارم که بپای خود نهادم ۵
خار پای خودم که با خود
یک گام شدن نمیتوانم ۶
بار دوش خودم که بر خود
پیوسته چو با خودم گرانم ۷
از خویش اگر خلاص گردم
آن کو در وهم ناید آنم ۸
چون فیض ز خویش اگر رهیدم
فرمان ده هفت آسمانم ۹
از خود رسدم اگر بدانم ۱
از هیچکسم شکایتی نیست
از خویش بخویش در فغانم ۲
بر من ازمن غمست و محنت
از بود و نبود ود بجانم ۳
درد دل من ز غیر من نیست
خود درد دل و بلای جانم ۴
خود سد ره سلوک خویشم
خارم که بپای خود نهادم ۵
خار پای خودم که با خود
یک گام شدن نمیتوانم ۶
بار دوش خودم که بر خود
پیوسته چو با خودم گرانم ۷
از خویش اگر خلاص گردم
آن کو در وهم ناید آنم ۸
چون فیض ز خویش اگر رهیدم
فرمان ده هفت آسمانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۱۰۴۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۶۹ - روز میگردد اگر رو مینمائی در شبم
گوهر بعدی:غزل ۵۷۱ - نشود کام بر دل ما رام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.