هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از رنجهای درونی و کشمکشهای روحی خود سخن میگوید. او از ناخوشیهای خود و احساس بیگانگی با خویشتن مینالد، گناه و شهوت را عامل تاریکی دل خود میداند و از دوری از نور اسلام سخن میگوید. در نهایت، او به امید و ترس اشاره میکند که چهرهاش را تحت تأثیر قرار دادهاند.
رده سنی:
16+
متن حاوی مضامین عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند گناه، شهوت و کشمکشهای درونی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۵۷۸ - از کش مکش خرد بتنگ آمدهام
از کش مکش خرد بتنگ آمدهام
وز نام پسندیده بننگ آمدهام ۱
از بس که ز خویش ناخوشیها دیدم
با خویش چو بیگانه بجنگ آمدهام ۲
تا دیو فکنده دام افتاده بدام
تا نفس گشاده کف بچنگ آمدهام ۳
یکذره نماند نور اسلام بدل
گوئی که بتازه از فرنگ آمدهام ۴
شد روی دلم سیاه از زنگ گناه
از کشور روم سوی زنگ آمدهام ۵
شهوت چو نماند در غضب افزودم
از خوک چرانی به پلنگ آمدهام ۶
گر رنگ امید نیست بر چهرهٔفیض
از سیلی بیم سرخ رنگ آمدهام ۷
وز نام پسندیده بننگ آمدهام ۱
از بس که ز خویش ناخوشیها دیدم
با خویش چو بیگانه بجنگ آمدهام ۲
تا دیو فکنده دام افتاده بدام
تا نفس گشاده کف بچنگ آمدهام ۳
یکذره نماند نور اسلام بدل
گوئی که بتازه از فرنگ آمدهام ۴
شد روی دلم سیاه از زنگ گناه
از کشور روم سوی زنگ آمدهام ۵
شهوت چو نماند در غضب افزودم
از خوک چرانی به پلنگ آمدهام ۶
گر رنگ امید نیست بر چهرهٔفیض
از سیلی بیم سرخ رنگ آمدهام ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۷۷ - از بوی می عشق برنگ آمدهام
گوهر بعدی:غزل ۵۷۹ - در دل توئی در جان توئی ای مونس دیرینهام
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.