هوش مصنوعی: شاعر در این متن از تجربیات روحانی و عرفانی خود سخن می‌گوید. او از تنگناها و غم‌های زندگی عبور کرده و به جستجوی معنویت و وحدت پرداخته است. در این سفر، او از عالم فانی به عالم باقی سفر کرده، مراحل مختلف وجود را تجربه نموده و در نهایت به خاک بازگشته است. این متن بیانگر حیرت و تفکر عمیق شاعر درباره وجود و سرنوشت انسان است.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوان‌تر دشوار باشد.

غزل ۵۹۰ - نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم

نبود این تنگنا جای خوشی در غم فرو رفتم
ندیدم جای عیش خویش در ماتم فرو رفتم ۱

فتاد اندر سرم سودای عیش جاودانی خوش
که در غم بود پنهان زان بغم خرم فرو رفتم ۲

وجودم مانع غواصی دریای وحدت بود
غبار خود ز خود افشاندم اندریم فرو رفتم ۳

برون عالم فانی بدیدم عالمی باقی
از این عالم برون جستم در آن عالم فرو رفتم ۴

سفر کردم در ارکان نبات و جانور چندی
که تا آدم شدم آنگاه در آدم فرو رفتم ۵

درین گلزار چون نشنیدم از مهر و وفا بوئی
ز دل خار تعلق یک بیک کندم فرو رفتم ۶

حیات خویش را چون برق خاطف کم بنا دیدم
ظهوری کردم اندر عالم و در دم فرو رفتم ۷

فراز آسمانها رفتم و سیر ملک کردم
ولی آخر بخاک تیره با صد غم فرو رفتم ۸

شدم حیران اطوار وجود خویشتن چون فیض
ندانستم که چون پیدا شدم چون هم فرو رفتم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۶۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۵۸۹ - یکبوسه از آن دو لب گرفتم
گوهر بعدی:غزل ۵۹۱ - بیاد منزل سلمی بر اطلال و دمن گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.