هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از گناهان و لغزشهای خود ابراز پشیمانی میکند و به تکرار از خداوند طلب آمرزش مینماید. او از عمر تلفشده، بیثمری اعمالش و ناتوانی در توبهی واقعی سخن میگوید و از تقدیر خود شکایت دارد. متن حالتی عرفانی و توبهآمیز دارد و شاعر به دنبال رحمت الهی است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عرفانی و معنوی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به گناهان و پشیمانی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد.
غزل ۶۹۰ - طرفی نبستم زینجهان استغفرالله العظیم
طرفی نبستم زینجهان استغفرالله العظیم
خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم ۱
عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف
کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم ۲
زین پس مگر سودی کنم تدبیر بهبودی کنم
بگذشتها خود شد زیان استغفرالله العظیم ۳
بیحد گناهان کردهام بس جور و طغیان کردهام
زین جرمهای بیکران استغفرالله العظیم ۴
با این و آن گشتم بسی بردم بسر با هر کسی
طرفی نبستم زین و آن استغفرالله العظیم ۵
هرچند جویم من کنار زین عالم ناپایدار
تقدیرم آرد در میان استغفرالله العظیم ۶
هی هی نمیدانم چرا افتادم اندر این بلا
این نکته شد بر من نهان استغفرالله العظیم ۷
جان میرود سوی علا تن میرود سوی بلا
از امتزاج این و آن استغفرالله العظیم ۸
گاهی رهم دنیی زند گه سدرهٔ عقبی شود
هم زینجهان هم زآنجهان استغفرالله العظیم ۹
هر دم شوم نا دم دگر گیرم گناهانرا زسر
یا رب انت المستعان استغفرالله العظیم ۱۰
از بس زدم بر توبه سنگ شد توبه من عار و ننگ
از اصل جرم و جبر آن استغفرالله العظیم ۱۱
از بس زدم بر توبه راه شد توبه بدتر از گناه
هر دم هم از این هم ز آن استغفرالله العظیم ۱۲
زین عقدهای سست و مست زین توبهای نادرست
لحظه بلحظه آن به آن استغفرالله العظیم ۱۳
ده بار و صد بار و هزار ای فیض کم باشد بیار
هر دم جهان اندر جهان استغفرالله العظیم ۱۴
خسبیدم و شد کاروان استغفرالله العظیم ۱
عمر عزیزم شد تلف اندر پی آب و علف
کاری نکردم بهر جان استغفرالله العظیم ۲
زین پس مگر سودی کنم تدبیر بهبودی کنم
بگذشتها خود شد زیان استغفرالله العظیم ۳
بیحد گناهان کردهام بس جور و طغیان کردهام
زین جرمهای بیکران استغفرالله العظیم ۴
با این و آن گشتم بسی بردم بسر با هر کسی
طرفی نبستم زین و آن استغفرالله العظیم ۵
هرچند جویم من کنار زین عالم ناپایدار
تقدیرم آرد در میان استغفرالله العظیم ۶
هی هی نمیدانم چرا افتادم اندر این بلا
این نکته شد بر من نهان استغفرالله العظیم ۷
جان میرود سوی علا تن میرود سوی بلا
از امتزاج این و آن استغفرالله العظیم ۸
گاهی رهم دنیی زند گه سدرهٔ عقبی شود
هم زینجهان هم زآنجهان استغفرالله العظیم ۹
هر دم شوم نا دم دگر گیرم گناهانرا زسر
یا رب انت المستعان استغفرالله العظیم ۱۰
از بس زدم بر توبه سنگ شد توبه من عار و ننگ
از اصل جرم و جبر آن استغفرالله العظیم ۱۱
از بس زدم بر توبه راه شد توبه بدتر از گناه
هر دم هم از این هم ز آن استغفرالله العظیم ۱۲
زین عقدهای سست و مست زین توبهای نادرست
لحظه بلحظه آن به آن استغفرالله العظیم ۱۳
ده بار و صد بار و هزار ای فیض کم باشد بیار
هر دم جهان اندر جهان استغفرالله العظیم ۱۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۴
۸۵۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۸۹ - بیا تا مونس هم یار هم غمخوار هم باشیم
گوهر بعدی:غزل ۶۹۱ - چون یار ما تو باشی ز اغیار فارغیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.