هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق الهی و رهایی از خودی و وابستگی‌های دنیوی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق یکتایی سخن می‌گوید که او را از کدورت‌های دنیا پاک می‌کند و به سوی اتحاد با معشوق و محو شدن در جلال او سوق می‌دهد.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده ممکن است برای گروه‌های سنی پایین‌تر قابل فهم نباشد.

غزل ۷۱۵ - تنم از خاک شد پیدا شود در خاک هم پنهان

تنم از خاک شد پیدا شود در خاک هم پنهان
ز جان تن بروید جان بماند شاد جاویدان ۱

بجز عشقم که سازد پاک ازین خاک کدورت ناک
بیا تا ماهی گردم درین دریای بی پایان ۲

ببندم خویش را بر عشق و بندد خویش را بر من
ندارم دستش از دامن ندارد دستم از دامان ۳

من و این عشق پر آشوب عشق و این سر پر شور
نهم سر بر سر این کار تا از تن برآید جان ۴

بمانم نقش عاشق را پس آنگه بگذرم از عشق
بجز معشوق یکتائی نه این ماند مرا نه آن ۵

شوم محو جمال او بسان ذره در خورشید
شوم گم در خیال او بسان قطره در عمان ۶

چو در حبس خودی ماندی برون‌آ فیض زین زندان
که تا دل وارهد از غم رود جان جانب جانان ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۵۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۷۱۴ - بهار آمد بهار آمد چمن شد پر گل و ریحان
گوهر بعدی:غزل ۷۱۶ - ای برون از سرای کون و مکان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.