هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از مولانا، مخاطب را به خودشناسی و دوری از باطل دعوت میکند. شاعر تأکید میکند که انسان از راه دوری آمده و به راه دوری میرود، بنابراین باید از آغاز کار خود، پایان آن را ببیند. او توصیه میکند که حق را از راه دین و شرع پیامبر جستجو کند و از حیرانی در کار و بار خود بپرهیزد. همچنین، شاعر به عشق الهی اشاره میکند و میگوید که انسان باید خود را در آتش عشق بسوزاند و مانند شمع مزار خود شود. در پایان، او جان خود را فدای عشق میکند و از قربانی شدن در راه یار سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و دینی موجود در این شعر برای درک و تجربهی نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. این متن نیاز به سطحی از بلوغ فکری و شناختی دارد تا بتواند مفاهیم خودشناسی، عشق الهی و قربانی شدن در راه حق را درک کند.
غزل ۷۲۷ - تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
تا چند بر باطل نهی ایدل مدار خویشتن
یکبار خود را یاد کن در روزگار خویشتن ۱
از راه دوری آمدی هم راه دوری میروی
زآغاز کار خود به بین انجام کار خویشتن ۲
حق را بجو از راه دین و ز شرع خیر المرسلین
حیران چرائی اینچنین در کار و بار خویشتن ۳
از تست دردورنج تو وز تو دوا و گنج تو
گنج نهان خود خودی هم خود تومار خویشتن ۴
در دل زعشق آتش فروز خود را در آن آتش بسوز
آتش شو و هم خود تو باش شمع مزار خوشتن ۵
در راه حق منصور باش از هرچه جزحق دور باش
در راه عشق حق فکن از خویش بار خویشتن ۶
جانم فدای آنکه او جانرا فدای عشق کرد
چون فیض شد در عید وصل قربان یار خویشتن ۷
یکبار خود را یاد کن در روزگار خویشتن ۱
از راه دوری آمدی هم راه دوری میروی
زآغاز کار خود به بین انجام کار خویشتن ۲
حق را بجو از راه دین و ز شرع خیر المرسلین
حیران چرائی اینچنین در کار و بار خویشتن ۳
از تست دردورنج تو وز تو دوا و گنج تو
گنج نهان خود خودی هم خود تومار خویشتن ۴
در دل زعشق آتش فروز خود را در آن آتش بسوز
آتش شو و هم خود تو باش شمع مزار خوشتن ۵
در راه حق منصور باش از هرچه جزحق دور باش
در راه عشق حق فکن از خویش بار خویشتن ۶
جانم فدای آنکه او جانرا فدای عشق کرد
چون فیض شد در عید وصل قربان یار خویشتن ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۴۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۲۶ - چشم جانرا ضیاست این دیوان
گوهر بعدی:غزل ۷۲۸ - منگر تو در روی بتان بهر هوای خویشتن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.