هوش مصنوعی:
این متن یک مناجات عرفانی است که در آن شاعر از احساس شرم و ناتوانی خود در برابر احسان و بخشش خداوند سخن میگوید. او به عظمت و بینیازی خداوند اعتراف کرده و خود را در برابر فضل و قهر الهی ناچیز میشمرد. شاعر از بخشش گناهان خود طلب کرده و به ناتوانی خود در شکرگزاری نعمتهای خداوند اذعان میکند.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و زبانی نسبتاً پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار خواهد بود. همچنین، موضوعاتی مانند گناه، بخشش و رابطه انسان با خدا نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل ۷۹۷ - ای خدا شرمندهام از کثرت احسان تو
ای خدا شرمندهام از کثرت احسان تو
شرم بر شرمم فزاید چون کنم عصیان تو ۱
گر ببخشائی گناهان مرا از فضل خود
آب گردم از خجالت بر در غفران تو ۲
ور حساب من کنی ای وای من ای وای من
کی تن و جان من آرد طاقت نیران تو ۳
گاه گویم شاید این ذره نیاید در حساب
چون کنم با ذره دارد کار در استان تو ۴
هرچه هستم از توام بهر توام ای بینیاز
مظهر قهر توام یا مظهر غفران تو ۵
هرچه دارم از تو دارم خود چه دارم هیچ هیچ
نسیتم من جز بدی مستغرق احسان تو ۶
فیض را حد ثنایت نیست معذورش بدار
کیست او یا چیست او تا دم زند در شان تو ۷
کی توان از عهدهٔ شکر تو بیرون آمدن
شکر نعمت نعمتی دیگر بود از خوان تو ۸
شرم بر شرمم فزاید چون کنم عصیان تو ۱
گر ببخشائی گناهان مرا از فضل خود
آب گردم از خجالت بر در غفران تو ۲
ور حساب من کنی ای وای من ای وای من
کی تن و جان من آرد طاقت نیران تو ۳
گاه گویم شاید این ذره نیاید در حساب
چون کنم با ذره دارد کار در استان تو ۴
هرچه هستم از توام بهر توام ای بینیاز
مظهر قهر توام یا مظهر غفران تو ۵
هرچه دارم از تو دارم خود چه دارم هیچ هیچ
نسیتم من جز بدی مستغرق احسان تو ۶
فیض را حد ثنایت نیست معذورش بدار
کیست او یا چیست او تا دم زند در شان تو ۷
کی توان از عهدهٔ شکر تو بیرون آمدن
شکر نعمت نعمتی دیگر بود از خوان تو ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۷۹۶ - خورشید ذرهایست ز نور جمال تو
گوهر بعدی:غزل ۷۹۸ - خاهم که خاک راه شوم زیر پای تو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.