هوش مصنوعی: این شعر عرفانی از مولانا (یا شاعری با سبک مشابه) بر اهمیت گفتن از عشق و یار تأکید دارد و از حرف‌های بی‌ثمر و دنیوی دوری می‌جوید. شاعر توصیه می‌کند که به جای پرداختن به افسانه‌های بی‌فایده، از عشق و وصال یار سخن بگوییم و از هجران و دردهای عاشقانه یاد کنیم. همچنین، او بر طهارت روحانی و دوری از غیر خدا تأکید دارد و مخاطب را به گفتار و کردار نیک تشویق می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند هجران و درد عشق ممکن است برای سنین پایین نامفهوم یا سنگین باشد.

غزل ۸۱۴ - میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو

میفزاید جان حدیث عاشقان بسیار گو
بگذر از افسانه اغیار و حرف یار گو ۱

حرف وصل یار گلزار است و حرف هجر خار
خار خار گفتنی گر داری از گلزار گو ۲

آن حدیثی کآورد درد طلب تکرار کن
یکه حرفی کان دهد جانرا طرب صد بار گو ۳

از زمین و آسمان تا چند خواهی گفت حرف
یکزمان بگذار ذکر یارو از دیار گو ۴

گر طهارت خواهی از غیر خدا بیزار شو
ور تجارت خوشترت میآید از بازار گو ۵

حرف دی گربه بود ز امروز دم میزن زدی
حرف پار ار به بود ز امسال حرف پار گو ۶

بر کران باش و گران گوش از دم بیگانگان
چون حدیث یار آمد در میان بسیار گو ۷

حرف اهل عشق را مستانه گوئی باک نیست
چون بحرف عاقلان گویا شوی هشیار گو ۸

تا تو هشیاری ز سر اهل عرفان دم مزن
مست چون گردی ز اسرار آنکه از ستار گو ۹

گوئی از شیرین لبان حرفی شکر نامش بنه
وز کرانان چون سخن گویند زهرمار گو ۱۰

ایکه مینازی به نظم و نثر رنگارنگ خویش
چند از گفتار گوئی یکره از کردار گو ۱۱

این سخنها را بیان بیش ازین در کار هست
بعد از این ای فیض اگر گوئی سخن طومار گو ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۸۱۳ - خبری ای صبا ز یار بگو
گوهر بعدی:غزل ۸۱۵ - دم بدمش به بین ببین تازه بتازه نو بنو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.