هوش مصنوعی: این متن عاشقانه و عرفانی بیانگر وابستگی عمیق شاعر به معشوق و تأثیر وجودی او بر جهان است. شاعر از جدایی ناپذیر بودن خود از معشوق می‌گوید و تأکید می‌کند که حضور معشوق چنان پررنگ است که جهان بدون او بی‌معنا می‌شود. همچنین، شاعر به قدرت جذابیت و نفوذ معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که به دل شکسته‌اش وارد شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

غزل ۹۴۴ - ز تو کی توان جدائی چو تو هست و بود مائی

ز تو کی توان جدائی چو تو هست و بود مائی
تو چو هست و بود مائی ز تو کی توان جدائی ۱

دل خلق میربائی بکرشمهای پنهان
بکرشمهای پنهان دل خلق میربائی ۲

مه روی اگر نمائی ز جهان اثر نماند
ز جهان اثر نماند مه روی اگر نمائی ۳

خم زلف اگر گشائی دو جهان بهم برآید
دو جهان بهم برآید خم زلف اگر گشائی ۴

چه شود اگر درآئی بدل شکستهٔ من
بدل شکستهٔ من چه شود اگر درآئی ۵

بخیال اگر در آئی چو تو در جهان نگنجی
چو تو در جهان نگنجی بخیال کی درآئی ۶

ز تو میکنم گدائی چو تراست پادشاهی
چو تراست پادشاهی ز تو میکنم گدائی ۷

چو تو منبع عطائی ز تو فیض فیض جوید
ز تو فیض فیض جوید چو تو منبع عطائی ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹۴۳ - صبر از دلم برخواست ساقیا بیا هی هی
گوهر بعدی:غزل ۹۴۵ - ای نسخهٔ اصل خوبی و رعنائی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.