هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از مولانا، به موضوع عشق، وصال، و جدایی می‌پردازد. شاعر از عشق به معشوق و تأثیر آن بر روح و دل سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که عاشقان واقعی حتی در جدایی نیز با معشوق واصل هستند. همچنین، از زیبایی‌های طبیعت و ارتباط آن با عشق یاد می‌شود.
رده سنی: 16+ محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات فلسفی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

غزل ۱ - دل به بوی وصل آن گل آب و گل را ساخت جا

دل به بوی وصل آن گل آب و گل را ساخت جا
ورنه مقصود آن گلستی گل کجا و دل کجا ۱

از هوای دل گل بستان خوبی یافت رنگ
وزگل بستان خوبی بوی می‌یابد هوا ۲

گر دماغ باغ نیز از بوی او آشفته نیست
پس چرا هر دم ز جای خود جهد باد صبا ۳

جز به چشم آشنایانش خیال روی او
در نمی‌آید که می‌داند خیالش آشنا ۴

با شما بودیم پیش از اتصال مائ و طین
حبذا ایاما فی وصلکم یا حبذا ۵

مردمی کایشان نمی‌ورزند سودای گلی
نیستند از مردمان خوانندشان مردم گیا ۶

تا قتیل دوست باشد جان کجا یابد حیات
تا مریض عشق باشد دل کجا خواهد دوا ۷

هندوی زلف تو در سر دولتی دارد قوی
اینکه دستش می‌رسد کت سر در اندازد به پا ۸

عاشقان آنند کایشان در جدایی واصلند
حد هر کس نیست این هستند آن خاصان جدا ۹

زن خراب آباد گل سلمان به کلی شد ملول
ای خوشا روزی که ما گردیم ازین زندان رها ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۹۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر بعدی:غزل ۲ - امشب من و تو هردو، مستیم، ز می اما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.