هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عارفانه، بیانگر درد فراق و اشتیاق به معشوق است. شاعر از باد میخواهد سلامش را به یار برساند و از عشق و شوق بیپایان خود میگوید. او از شبهای طولانی فراق و تنهایی شکایت دارد و امید به فردایی بهتر را در دل نگه میدارد. در پایان، از لیلی و مجنون و سلمان و تنهاییاش یاد میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و عارفانه عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۴ - به دست باد گهگاهی سلامی میرسان یارا
به دست باد گهگاهی سلامی میرسان یارا
که از لطف تو خود آخر سلامی میرسد ما را ۱
خنک باد سحرگاهی که در کوی تو گه گاهش
مجال خاک بوسی هست و ما را نیست آن یارا ۲
شکایت نامه شوق تو را بر کوه اگر خوانم
ز رقت چشمهها گردند گریان سنگ خارا را ۳
ز رفتن راه عاجز کرد و ره را نیست پایانی
اگر کاری به سر میشد، ز سر میساختم پا را ۴
ز شرح حال من، زلف تو طوماری است سربسته
اگر خواهی خبر، بگشا، سر طومار سودا را ۵
شب یلدا است هر تاری ز مویت، وین عجب کاری
که من روزی نمیبینم، خود این شبهای یلدا را ۶
به فردا میدهی هر دم، مرا امید و میدانم
که در شبهای سودایت، امیدی نیست فردا را ۷
نسیم صبح اگر یابی، گذر بر منزل لیلی
بپرسی از من مجنون، دل رنجور شیدا را ۸
ور از تنهایی سلمان و حال او خبر، پرسد
بگو بیجان و بیجانان، چه باشد حال تنها را ۹
که از لطف تو خود آخر سلامی میرسد ما را ۱
خنک باد سحرگاهی که در کوی تو گه گاهش
مجال خاک بوسی هست و ما را نیست آن یارا ۲
شکایت نامه شوق تو را بر کوه اگر خوانم
ز رقت چشمهها گردند گریان سنگ خارا را ۳
ز رفتن راه عاجز کرد و ره را نیست پایانی
اگر کاری به سر میشد، ز سر میساختم پا را ۴
ز شرح حال من، زلف تو طوماری است سربسته
اگر خواهی خبر، بگشا، سر طومار سودا را ۵
شب یلدا است هر تاری ز مویت، وین عجب کاری
که من روزی نمیبینم، خود این شبهای یلدا را ۶
به فردا میدهی هر دم، مرا امید و میدانم
که در شبهای سودایت، امیدی نیست فردا را ۷
نسیم صبح اگر یابی، گذر بر منزل لیلی
بپرسی از من مجنون، دل رنجور شیدا را ۸
ور از تنهایی سلمان و حال او خبر، پرسد
بگو بیجان و بیجانان، چه باشد حال تنها را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۸۷۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳ - ز شراب لعل نوشین من رند بی نوا را
گوهر بعدی:غزل ۵ - مگسوار از سر خوان وصال خود مران ما را
نظرها و حاشیه ها
ناشناس
۱۳۹۹/۷/۲۷ ۰۸:۱۳
سلام ممنون میشم این غزل را معنی کنید
گوهرین: با سلام و احترام. متاسفانه در حال حاضر توانایی نوشتن شرح و تفسیر بر آثار را نداریم.