هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ است که در آن شاعر به عشق و وصال معشوق اشاره می‌کند و از رنج‌های عشق و دوری از معشوق می‌گوید. او از معشوق می‌خواهد که او را از خود نراند و به او توجه کند. همچنین، شاعر به رقیبان و بدگویی‌های آنان اشاره می‌کند و اطمینان می‌دهد که هیچ‌کس نمی‌تواند او را از معشوق جدا کند. در پایان، شاعر از نشانه‌های عشق و وصال سخن می‌گوید و از معشوق می‌خواهد که به او توجه کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

غزل ۵ - مگس‌وار از سر خوان وصال خود مران ما را

مگس‌وار از سر خوان وصال خود مران ما را
نه مهمان توام آخر بخوان روزی بخوان ما را ۱

کنار از ما چه می‌جویی میان بگشاد می، بنشین
به اقبالت مگر کاری برآید زین میان ما را ۲

از آنم قصد جان کردی که من برگردم از کویت
« معاذا الله» که برگردم چه گردانی به جان ما را ۳

تو زوری می‌کنی بر ما و ما خواهیم جورت را
کشیدن چون کمان تا هست پی بر استخوان ما را ۴

رقیبان در حق ما بد همی گویند و کی هرگز
توانند از نکو رویان جدا کردن بدان ما را ۵

چو اجزای وجود ما مرکب شد ز سودایت
چه غم گر چون قلم گیرند مردم بر زبان مارا ۶

قیامت باشد آن روزی که بر سوی تو چون نرگس
ز خواب خوش بر انگیزند مست و سرگردان مارا ۷

نشان آب حیوان کز دهان خضر می‌جستم
دهانت می‌دهد اینک به زیر لب نشان مارا ۸

بیا سلمان بیا تا سر کنیم اندر سر کارش
کزین خوشتر سر و کاری نباشد در جهان ما را ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۶۰۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۴ - به دست باد گهگاهی سلامی می‌رسان یارا
گوهر بعدی:غزل ۶ - زان پیش کاتصال بود خاک و آب، را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.